الهي كَفي لي عِزّاً أنْ اكُونَ لَكَ عَبْداً ، وَ كَفي لي فَخْراً أنْ تَكونَ لي رَبّاً
خداى من همين عزت مرا بس كه بنده تو باشم و براى من افتخار همين بس كه تو خداى منى .
اوست ممسوس در ذات حق ، و بسيار گريان از خشيت الهى و مجاهد در راه خدا . اوست صراط مستقيم و عروة الوثقى و حبل الله متين ، و ميزان اعمال ، و تقسيمگر بهشت و دوزخ ، و دست باز خداوندى و ديدهء بيناى حق و حجت بالغهاش .
حضرت امير عليه السلام در نامهاى كه به معاويه نوشت فرمود :
فَانّا صَنائِعُ رَبِّنا وَ النّاسُ بَعْدُ صَنائِعُ لَنا
ما ساخته و تريبت يافتهء مستقيم پروردگاريم و مردم تربيت شدهء ما هستند .
ابن ابى الحديد در ذيل آن مىنويسد : « اين سخن بزرگ و برترين سخن است و معنايش سرآمد معانى ، و ساخته و پرداختهء خداوندگارى كه خدايش صانع اوست و منزلتش را رفيع و سرآمد مصنوعات نمود .
حضرت مىفرمايد : احدى از انسانها بر ما نعمت ندارد ، تنها خداست كه بر ما نعمت داده است . بين ما و بين او واسطهاى در كار نيست . ديگران به وسيله ما تربيت شدهاند و ما واسطه بين خدا و آنان هستيم و اين مقام بلندى است . ظاهرش اين است كه شنيدى ، و باطنش آن است كه آنان بندگان خدا هستند و مردم بنده آنان . » « 1 »
هامش
( 1 ) . شرح نهج البلاغه ، ابن ابى الحديد ، 15 ، ص 194 .