إلى اللّه تعالى في فكاك رقابهم . و أمّا النّهار فحلماء علماء ، أبرار أتقياء ، قد برأهم الخوف بري القداح ينظر إليهم النّاظر فيحسبهم مرضى ، و ما بالقوم من مرض ؛ و يقول : لقد خولطوا ! و لقد خالطهم أمر عظيم » « 1 » .
« فهم و الجنّة كمن قد رآها ، فهم فيها منعّمون ، و هم و النّار كمن قد رآها ، فهم فيها معذّبون » « 2 » .
نشانه و آثار از آن جماعت ظاهر است كه حضرت آفريدگار از ايشان
هامش
( 1 ) - نهج البلاغه : خطبه 193 . و از أمير المؤمنين عليه السّلام نقل است كه در تعريف پرهيزكاران چنين فرمود : « پرهيزكاران در شب برپا ايستاده مشغول نمازند ، قرآن را جزء جزء و با تفكّر و انديشه مىخوانند ، با قرآن جان خود را محزون و داروى درد خود را مىيابند . وقتى به آيهاى برسند كه تشويقى در آن است ، با شوق و طمع بهشت به آن روى آورند ، و با جان پرشوق در آن خيره شوند ، و گمان مىبرند كه نعمتهاى بهشت برابر ديدگانشان قرار دارد . و هرگاه به آيهاى مىرسند كه ترس از خدا در آن باشد ، گوش دل به آن مىسپارند ، و گويا صداى برهم خوردن شعلههاى آتش ، در گوششان طنينافكن است ، پس قامت به شكل ركوع خم كرده ، پيشانى و دست و پا بر خاك ماليده ، و از خدا آزادى خود را از آتش جهنّم مىطلبند .
پرهيزكاران در روز ، دانشمندانى بردبار ، و نيكوكارانى با تقوا هستند كه ترس الهى آنان را چونان تير تراشيده لاغر كرده است ، كسى كه به آنها مىنگرد مىپندارد كه بيمارند امّا آنان را بيمارى نيست ، و مىگويد : مردم در اشتباهند ! در صورتى كه آشفتگى ظاهرشان ، نشان از امرى بزرگ است » .
( 2 ) - و در ابتداى همان خطبه نيز فرمود : « بهشت براى آنان چنان است كه گويى آن را ديده و در نعمتهاى آن به سر مىبرند ، و جهنّم را چنان باور دارند كه گويى آن را ديده و در عذابش گرفتارند » .