بصره ، فقيل له : لو دعوت اللّه أن يشفي بصرك . فقال : إنّي عنه مشغول و ما هو من أكبر همّي . قالوا : و ما يشغلك عنه ؟ قال : العظيمتان : الجنّة و النّار » « 1 » .
دروغ مىدهيم مىگوئيم « از آن گريزان و اين را خواهان هستيم » .
قال عليه السّلام : « لم أر كالجنّة نام طالبها و لا كالنّار نام هاربها » « 2 » .
نشانى از خواستن و گريختن در تو پيدا و علامتش از اين دو در تو هويدا نيست . به راستى آنها گريزان و خواهان اين دو بودهاند كه دربارهء ايشان فرمود :
« أمّا اللّيل فصافّون أقدامهم ، تالين لأجزاء القرآن يرتّلونها ترتيلا . يحزّنون به أنفسهم و يستثيرون [ به ] دواء دائهم . فإذا مرّوا بآية فيها تشويق ركنوا إليها طمعا ، و تطلّعت نفوسهم إليها شوقا ، و ظنّوا أنّها نصب أعينهم . و إذا مرّوا بآية فيها تخويف أصغوا إليها مسامع قلوبهم ، و ظنّوا أنّ زفير جهنّم و شهيقها في اصول آذانهم ، فهم حانون على أوساطهم ، مفترشون لجباههم و أكفّهم و ركبهم ، و أطراف أقدامهم ، يطلبون
هامش
( 1 ) - البحار : 22 / 431 / 40 . در كتاب شريف خصال از امام باقر عليه السّلام نقل است كه فرمود : « جناب ابو ذر آنقدر از خوف و خشيت پروردگار گريست كه ديدگانش معيوب گشت ، يكى به او گفت : اى كاش از درگاه خداوند درخواست شفاى ديدهات را مىنمودى . پاسخ داد : من از عرض اين درخواست مشغول مىباشم ( و فرصتى برايم نمىماند ) . سائل گفت : چه چيز تو را از آن بازداشته ؟ گفت : دو چيز عظيم و بزرگ : بهشت و جهنّم » .
( 2 ) - نهج البلاغه : خطبه 28 . و از أمير المؤمنين عليه السّلام نقل است كه فرمود : « هرگز چيزى مانند بهشت نديدم كه خواستاران آن در خواب غفلت باشند ، و نه چيزى مانند آتش جهنّم كه فراريان آن ؛ چنين در خواب فرو رفته باشند ! » .