و فرمود : « يا ابن شبيب ، إن كنت باكيا لشيء فابك للحسين عليه السّلام فإنّه ذبح كما يذبح الكبش و قتل معه من أهل بيته ثمانية عشر رجلا ما لهم في الأرض شبيهون ، و لقد بكت السّموات و الأرضون لقتله » « 1 » .
پس چگونه اين شيعيان كه از فاضل طينتش خلق شده گريه نكنند ، چگونه نگريند و حال آنكه دشمنانش گريستند ، عبد اللّه بن عمر وقتى كه خبر شهادت آن حضرت را شنيد صيحه مىكرد و بر سروصورت خود مىزد و مىگفت : « لا يوم كيومك ! » ، قاتلانش بر او گريه كردند ، عمر سعد بر او گريه كرد . وقتى كه خواهرش از خيمه بيرون آمد و به او التماس نمود ، چشمهاى نحسش در اشك فرو رفت ، روى نحس خود را گردانيد ، به او گفتند : چرا روى خود را گردانيدى ؟
گفت : به آن حالتى كه زينب را ديدم نزديك بود روح از بدنم مفارقت نمايد .
حميد بن مسلم مىگويد : « مادام الحيات نالههاى زينب را بالاى جسد حسين فراموش نمىكنم » « 2 » .
چگونه تو فراموش مىنمائى وقتى كه براى يزيد كسى كه همراه اهل بيت بود حكايت كرد كه حسين و جوانانش و اصحابش بر ما وارد شدند ، ايشان را به
هامش
( 1 ) - اى ابن شبيب « اگر قصد دارى گريه كنى ، بر حسين سرشك خود جارى ساز و گريه كن ، زيرا او را همچون گوسفند سر بريدند ! و هجده تن از همراهان او نيز كشته شدند ، هجده شخصيتى كه مانند آنان در زمين نبود ، و براستى كه آسمانها و زمينها در شهادت او گريستند » .
( 2 ) - به بحار الأنوار ( 45 / 58 ) و تاريخ طبرى ( 4 / 348 ) و مقتل أبى مخنف و اللّهوف مراجعه شود .