تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مواعظ ( فارسى ) — صفحة 251

مساهمون:

ص٢٥١
بيعت بردند . اينها ظلم به او نبود ؟ ! . بعد از پدر در 20 سال ببيند پدرش را سبّ بكنند ، شيعيان او را بكشند ( 194 بحار 10 ) « احتجاجه عليه السّلام يذكر مناقب أبيه » « 1 » . در كربلا ديگر باتمام رساندند ظلم را . شيعيان حسين جان دادند ، مضايقه بكنى ؟ ! داعيه‌هائى داشته ، بايد بشنوى و بگوئى ، فرمود : كسى كه داعيهء مرا بشنود و ياريم نكند « أكبّه اللّه في النّار » ، حتّى زنان ايشان ياريش كردند . بالاتر از جان ، جوانان خود را فدايش كردند . پسركى كه پدرش تازه كشته شده بود فرمود : او را برگردانيد عرض كرد : « إنّ امّي أمرتني ! » « 2 » . بر كسى كه ظلم مىكنند يا او را از وطن آواره مىكنند . او را آواره كردند بلكه در تمام روى زمين برايش مأمنى نگذاشتند . حتّى خانهء خدا كه بست سراى « 3 » جانوران است . يا حبس مىكند . فرمود : سرحدى از حدود كفّار يا اصحابش را مىكشند يا خويشانش را مىكشند يا اولادش را مىكشند يا او را تشنه و گرسنه مىگذارند يا او را كلمات ناشايسته مىگويند يا اعضاء و جوارح او را قطع مىكنند ، و آنان را كه مىكشند [ ؟ ]
هامش
( 1 ) - تمام احتجاج امام حسين عليه السّلام با ترجمه ، در پايان مجلس هفتم گذشت . ( 2 ) - : « مادرم مرا امر نموده » . ( 3 ) - بست : جائى كه مردم به هنگام ترس بدانجا پناه برند ، مانند اماكن مقدّسه ، و به آن شهر پناه نيز مىگويند .