بيعت بردند .
اينها ظلم به او نبود ؟ ! .
بعد از پدر در 20 سال ببيند پدرش را سبّ بكنند ، شيعيان او را بكشند ( 194 بحار 10 ) « احتجاجه عليه السّلام يذكر مناقب أبيه » « 1 » .
در كربلا ديگر باتمام رساندند ظلم را . شيعيان حسين جان دادند ، مضايقه بكنى ؟ ! داعيههائى داشته ، بايد بشنوى و بگوئى ، فرمود : كسى كه داعيهء مرا بشنود و ياريم نكند « أكبّه اللّه في النّار » ، حتّى زنان ايشان ياريش كردند . بالاتر از جان ، جوانان خود را فدايش كردند .
پسركى كه پدرش تازه كشته شده بود فرمود : او را برگردانيد عرض كرد :
« إنّ امّي أمرتني ! » « 2 » .
بر كسى كه ظلم مىكنند يا او را از وطن آواره مىكنند . او را آواره كردند بلكه در تمام روى زمين برايش مأمنى نگذاشتند . حتّى خانهء خدا كه بست سراى « 3 » جانوران است . يا حبس مىكند .
فرمود : سرحدى از حدود كفّار يا اصحابش را مىكشند يا خويشانش را مىكشند يا اولادش را مىكشند يا او را تشنه و گرسنه مىگذارند يا او را كلمات ناشايسته مىگويند يا اعضاء و جوارح او را قطع مىكنند ، و آنان را كه مىكشند [ ؟ ]
هامش
( 1 ) - تمام احتجاج امام حسين عليه السّلام با ترجمه ، در پايان مجلس هفتم گذشت .
( 2 ) - : « مادرم مرا امر نموده » .
( 3 ) - بست : جائى كه مردم به هنگام ترس بدانجا پناه برند ، مانند اماكن مقدّسه ، و به آن شهر پناه نيز مىگويند .