« و فيها - سنة 250 - مات جعفر بن احمد بن عمّار القاضى يوم الاحد لسبع بقين من شهر رمضان » .
ص 1284 ، س 1 :
صاحب مجمل التواريخ و القصص سال خليفگى معتزّ را چنين مىنويسد ( ص 362 ) :
« سه سال و شش ماه و بيست و پنج روز بود ، و به ديگر روايت روز ، بيست و هفت گويد ، و در تاريخ جرير چهار سال و چهار ماه . . . » .
اما در متن تاريخ طبرى آمده است ( ج 12 ، ص 1711 ) :
« فكانت خلافته من يوم بويع له بسامرّا الى ان خلع اربع سنين و ستة اشهر و ثلثة و عشرين يوما ، و كان عمره كلَّه اربعا و عشرين سنة . . . » .
« ابو عبد الله زبير - معتزّ - . . . در فضل و فضايل يگانه بود و اعلم علماى زمانه . اشعار خوب دارد ، من هذه . . . » . ( تاريخ گزيده ، ص 327 ) .
داستانى از قبيحه و دارايى فراوان كه گرد آورد و از پسر خود - معتزّ - براى نجات جانش دريغ ورزيد ، در تاريخ طبرى آمده است ( ج 12 ، صص 20 - 1715 ) .
« در سنهء خمس و خمسين و مائتين يعقوب بن ليث بر خراسان و كرمان مستولى شد و فارس و قهستان نيز در تصرّف آورد . خليفه او را منشور فرستاد . . . » ( تاريخ گزيده ، ص 328 ، و نيز :
تاريخ طبرى ، ج 12 ، صص 1698 به بعد ) .
ص 1284 ، س 8 :
اينكه در متن ما آمده است : « كاتب وى جعفر بن محمد . . . » بايد همان « جعفر بن محمود اسكافى » باشد كه كارها به روز پنجشنبه ، ده روز گذشته از جمادى الآخر به دو سپرده شد .
ر . ك : تاريخ طبرى ، ج 12 ، صص 1709 - 1707 .
« كنيهء ابو الفضل است و نام و نسبش جعفر بن محمود . علم و ادبى نداشت ، اما مردى كريم بود و دلها را به كرم صيد مىكرد ، و كرم معايب او را مىپوشانيد . . . » ( تجارب السّلف ، ص 185 ) .
« صالح پسر وصيف . . . مقدم تركان بود » . ( همان ، ص 186 ) .
همين صالح پسر وصيف است ، كه ابو جعفر بن اسرائيل انبارى را بند بر مىنهد .
« معتزّ وزارت با ابو جعفر احمد بن اسرائيل داد و احمد كاتبى حاذق بود چنان كه تمامت دخل و خرج ديوان بر خاطر داشت تا حدّى كه گويند دفترى از محاسبات ديوان ضايع شد ، او تمامت آن را از ذهن خويش ايراد كرد . . .
تركان او را بگرفتند . . . و از او مال طلبيدند ، و معتزّ و مادرش با صالح پسر وصيف . . . در
تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي ) — صفحة 1618
مساهمون: محمد بن جرير الطبري
ص١٦١٨