در مجمل التواريخ و القصص آمده است ( ص 325 ) :
« وزير و كاتب ، ابو سلمة الخلَّال بود و بعد از وى خالد البرمكى . . . » تنها هندوشاه نخجوانى كيرانى گفتارى گويا دارد ( تجارب السّلف ، صص 100 - 99 ) :
« . . . چون با سفّاح بيعت كردند ابو سلمه به خدمتش رفت و بر خلافت بر او سلام كرد .
سفّاح از اين حالت آگاه شد ، گفت : مسلمانان با من بيعت كردند على رغم انفك ، و او را دشنام داد ، و مع هذا وزارت به وى تفويض كرد ، و ابو سلمه را وزير آل محمّد نام نهادند . . .
بعد از ابو سلمه وزير سفّاح ، بعضى گويند ابو الجهم بن عطيّه بود ، و بعضى گويند عبد الجبار بن عبد الرّحمن ، و بر قول صولى خالد بن برمك بوده است » .
ص 1073 ، س 1 :
« حاجب مولاى او ابو غسّان بود » .
در تاريخ طبرى آمده است ( ج 10 ، ص 92 ) :
« . . . ابا غسّان و اسمه يزيد بن زياد و هو حاجب ابى العبّاس . . . » گرديزى حاجب او را « خالد بن هيثم » خوانده است . ( زين الاخبار ، ص 57 ) .
اما در تاريخ يعقوبى همان ابو غسّان آمده ( ترجمه ، ج 2 ، ص 347 ) .
ص 1074 ، س 7 :
وزير عيسى بن موسى ، در متن ما « يونس بن مرّه » است .
در متن تاريخ طبرى ( ج 10 ، ص 329 ) ، و نيز الكامل ابن اثير ( ج 5 ، ص 581 ) ، وى كاتب عيسى بن موسى خوانده شده است و نام او « يونس بن فروه » است . در تاريخ طبرى ، نسخه بدل اين نام « يونس بن مرّه است كه با متن ما هماهنگ است .
ص 1076 ، س 19 :
در اين عبارت غلطى راه يافته است : « او بر ايشان نه امين بود ، و همى ترسيد كه به زينهار بو مسلم شوند . » « . . . نه ايمن بود . . . » درست است .
البته در نسخهء ص ، امين خوانده مىشود ، ولى در نسخهء صب « ايمن » است و آن درست است .
ص 1085 ، س 9 :
در متن ما ، بو داود و خالد بن ابراهيم دو تن دانسته شده است ، و آن نادرست است :
بو داود ، كنيهء خالد بن ابراهيم است و يك تن . همين متن ، صفحه هاى 1068 و 1069 ديده شود .
تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي ) — صفحة 1589
مساهمون: محمد بن جرير الطبري
ص١٥٨٩