تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع الأسرار ومنبع الأنوار — صفحة مقدمه 80

مساهمون:

صمقدمه ٨٠
مريدان مير بزرگ افزوده مىگشت نارضايتى مردم از غاصب حكومت تشديد پيدا كرد . افراسياب دچار وحشت شد و اوضاع به وخامت نهاد . در اين ميان ، جنگ مغلوبه شد و غاصب در حمله اى كه يكى از فرزندان مير بزرگ ، سيد كمال الدين ، رهبرى آن را به عهده داشت به سختى با يك تير مجروح شد . اين واقعه در 760 هجرى ، درست ده سال بعد از قتل فخر الدولة و حركت سيد حيدر آملى اتفاق افتاد . افراسياب نتوانست بيش از ده سال از جنايت خود سود جويد . آوازهء مير بزرگ و نيروى معنوى وى ، و همينطور شهرت فرزندان وى ، به اوج خود رسيد . مريدان از همه سو به پيشگاه أو روى آوردند و حكومت مازندران به أو محول شد . بدين ترتيب حكومت سلسلهء مرعشى آغاز شد و تا زمان صفويان ، در دو دوره ، دوام آورد . دورهء نخست از 760 هجرى تا 794 بود . مير بزرگ درگير با اشتغالات روحانى شد ولايت سارى ، آمل و رستمدار را ميان سه فرزند خود تقسيم كرده و حكومت را به آنان سپرد . در ماه محرم 781 هجرى ( سالى كه سيد حيدر شرح مفصل فصوص ابن عربى را آغاز و سال بعد از آن به پايان برد ) مير بزرگ به سختى بيمار شد و قالب تهى كرد و فرزند ارشد خود سيد كمال الدين را وصى خويش قرار داد . جسد وى به آمل حمل و در آن جا به خاك سپرده شد و بر روى مزار وى گنبدى بلند افراشته شد . اين بنا « امام زادهء مير بزرگ » قديم بود . سه فرزند مير بزرگ تا سال 794 هجرى كه تيمورلنگ به مازندران يورش برد در ولايت ويژهء خود حكومت كردند . سيدها به ما وراء النهر پناه بردند و امير تيمور دو تن از دست نشاندگان خود را جانشين آنان ساخت كه يكى از آنها إسكندر شيخى فرزند افراسياب چلابى بود . إسكندر با كينه اى كه از پدر به ارث برده بود مزار مير بزرگ را تخريب كرده و با خاك يكسان كرد . ادامهء حوادث غمناك كه پايان بخش حكومت فخر الدولة بود بر اين نكته تأكيد دارد كه سيدان مرعشى همچون خونخواران امير نگون بخت به نظر مىآمدند . آيا سيد حيدر در اين زمان در حال حيات بود ؟ آيا أو از اين حوادث خبر دار شد ؟ به اين پرسشها نمىتوان پاسخى ارائه كرد زيرا كه آخرين خبرى كه از أو به ما رسيده به سال 787 هجرى زمان نوشته شدن آخرين كتاب أو در شصت و هفت سالگى ( شصت و پنج شمسى ) مربوط مىشود كه هفت سال پيش از يورش امير تيمور به آمل بود . دورهء دوم سلسلهء مرعشى با مرگ امير تيمور در سال 807 آغاز مىشود . در اين زمان جانشين وى شاهرخ به سيدان اجازه داد تا به مازندران برگردند . در سال 809 هجرى نوهء