تخطي إلى المحتوى الرئيسي

من لا يحضره الفقيه ( فارسي ) — صفحة 358

مساهمون:

ص٣٥٨
صادق عليه السّلام معروض داشتم كه مردى نابينا و زنى ناتوان با شتردارى اعرابى - يعنى عرب صحرانشين - حجّ ميكنند ، پس چون ايشان را از عرفات كوچ داده ، همچنان بسوى منى به پيش رفته و آنان را در مشعر فرود نياورده است . پس امام فرمود : آيا نه اينست كه آنان در آنجا نماز گزارده‌اند ؟ پس همان نماز براى ايشان كفايت مىكند : گفتم : پس اگر در آنجا نماز نگزارده باشند ؟ فرمود : خداى عزّ و جلّ را ياد كرده‌اند ، پس اگر در آنجا خداى عزّ و جلّ را ياد كرده باشند همان ذكر خدا ايشان را كفايت مىكند . و در بارهء كسى كه نسبت به حكم وقوف در مشعر جاهل بوده ، روايت شده است كه : قنوت در نماز صبح در آن سرزمين او را كفايت مىكند ، و اندكى از دعا كافى است . شرح : « خداوند فرموده است : * ( فَإِذا أَفَضْتُمْ مِنْ عَرَفاتٍ فَاذْكُرُوا الله عِنْدَ الْمَشْعَرِ الْحَرامِ ) * ( چون از عرفات رهسپار شديد پس خدا را در مشعر ياد كنيد ) و وقوف همين قدر كه شخص مكث كند و ذكرى گويد و لو با قنوت خواندن در نماز كه جزء واجبات نماز نيست كفايت مىكند در حال اضطرار »

( باب آنكه رخصت دارد قبل از فجر از مشعر كوچ كند )

2993 - ابن مسكان از ابو بصير روايت كرده است كه گفت : از امام