تخطي إلى المحتوى الرئيسي

من لا يحضره الفقيه ( فارسي ) — صفحة 158

مساهمون:

ص١٥٨
2456 - و روايت شده است كه ابو ذر - رحمه الله - نزديك كعبه بپاخاست ، و گفت : من جندب بن سكن هستم . پس چون مردم پيرامون او گرد آمدند گفت : اگر چنان كه يكى از شما قصد سفر كند ، هر آينه توشه اى برميدارد ، كه او را براى سفرش كار ساز باشد . پس براى سفر قيامت توشه اى برداريد . آيا در آن روز چيزى نميخواهيد كه براى شما كار ساز باشد ؟ پس مردى در برابر او بپاخاست ، و گفت : ما را راهنمائى كن . أبو ذر گفت : در يك روز بسيار گرم ، به ياد روز حشر و نشور ، روزه بدار . و براى عظائم امور حجّى بجاى آور و براى تاريكى و وحشت قبور در تاريكى شب ، دوگانه اى بدرگاه يگانه بگزار . توشهء اين راه كلمهء خيرى است كه بر زبان برانى ، و كلمهء شرّى كه از گفتنش خاموش بمانى ، يا صدقه اى كه از تو بمسكينى برسد ، تا مگر - اى مسكين - بوسيلهء آن از مشكلات روزى دشوار نجات بيابى ! دنيا را در دو درهم قرار ده ، يكى آن درهم كه بر عيال خود انفاق كنى ، و ديگر درهمى كه براى آخرتت از پيش بفرستى . و درهم سوّم درهمى است كه زيان ميدهد ، و سودى نمىبخشد ، پس آن را تباه مساز . سپس از درازى آرزو و كوتاهى عمر آدمى ياد كرد و از روى تأثر گفت : همّ
من لا يحضره الفقيه ( فارسي ) — صفحة 158 | الشيخ الصدوق / صدر الدين بلاغي / بلاغي