2357 - ابن فضّال از يونس بن يعقوب روايت كرده است كه گفت : پيامى براى امام كاظم عليه السّلام فرستادم دائر بر اينكه : برادرى از من كبوترانى را از مدينه خريد ، پس ما آنها را با خود بمكَّه برديم ، و عمره بجاى آورديم ، و تا اداء مناسك حجّ در مكَّه مانديم ، و آنگاه كبوتران را بهمراه خود از مكَّه تا كوفه برديم ، آيا از اين بابت تكليفى متوجّه ما مىشود ؟ امام به فرستاده ما فرموده بود : گمان دارم كه آن كبوتران جلد و چالاك بودهاند ، و ( به همين جهت آنها را از مدينه بكوفه بردهاند ) يونس را بگوى : بايد بجاى هر پرنده اى گوسفندى قربانى كنى .
شرح : « اينكه فرمود : گمان دارم كه آن كبوتران جلد و چالاك بودهاند .
مقصود امام اينست كه شايد علَّت بيرون بردن آنها از مكَّه بكوفه حذاقت آنها در رساندن نامه ها و امثال اين باشد . و نيز شايد اين حكم در موردى است كه باز گرداندن كبوتران ممكن نباشد ، و ظاهر كلام شيخ در تهذيب آنست كه بمجرّد بيرون بردن كبوتر ذبح گوسفند بر او واجب مىشود ، و ظاهر اكثر فقهاء اينست كه اين حكم در صورتى لازم مىآيد كه كبوتر تلف شده باشد . و كبوتران هر چند از مدينه هستند لكن همين كه بحرم آنها را وارد كردند حكم كبوتران حرم را دارند » .
2358 - و صفوان از عيص بن قاسم روايت كرده است كه گفت : از امام صادق عليه السّلام در بارهء خريدن قمريها در مكَّه و مدينه پرسيدم ، فرمود : خوش ندارم كه چيزى از آنجا خارج شود .
من لا يحضره الفقيه ( فارسي ) — صفحة 121
مساهمون: الشيخ الصدوق
ص١٢١