باشيم ، در آن صورت ديگر لفظى در كار نخواهد بود و به شرائطى كه فوقا بدانها اشاره شد ، احتياجى نيست .
تعريف حسى عبارت است از ترسيم شيئى معرف بگونهاى كه تمام جهات آن را بنماياند ، البته اگر ممكن باشد " مانند اينكه در پاسخ مثلث چيست ؟ شكل آن را ترسيم نمائيم .
2 - اقسام معرف
گفتيم كه معرف بناچار بايد مساوى با معرف باشد . در سابق هم گفته شد : كه كلى مساوى با ماهيت ، يا فصل آن است و يا عرض خاص آن مانند ناطق يا ضاحك نسبت به انسان .
با توجه به اين مطلب ، اگر تعريف به وسيله فصل باشد ، " حد " و اگر با عرض خاص باشد ، " رسم " ناميده مىشود و هركدام از آنها اگر با جنس قريب همراه باشند " تام " و الا " ناقصند " .
3 - چگونگى تحصيل ماهيت اشياء
دانستيم كه ماهيات در ده نوع منحصرند با توجه به اين مطلب ، براى تحصيل ماهيت هر شيئى ، نخست بايد ديد كه در تحت كدام يك از انواع دهگانه ماهيات ، مندرج است . و تعريف كدام يك از آنها بر شيئى مفروض ، صادق مىآيد .
مثلا اگر در تحت مقوله جوهر مندرج باشد ، از آنجا كه اين مقوله - چنان كه در جاى خود معلوم شده - داراى انواع و فصول معينى است ، بايد در اين مرحله بنگريم كه شيئى معرف ، جزء كدام يك از انواع و فصول آن است و بدين ترتيب ماهيت آن را مىيابيم .
راه ديگر تحصيل ماهيت يك شيئى اين است كه دقيقا آن را بررسى نموده و ذاتيات و عوارضش را از يكديگر بازشناسيم .
ذاتى داراى 3 علامت است : 1 - علامت نخست و مهمترين آنها