پارهاى از دانشمندان كه اصحاب تحقق يا رئاليست « 1 » ناميده ميشوند ، به وجود خارجى آن معتقدند .
جمعى ديگر كه به اسميون يا اصحاب تستميه موسومند ، عقيده دارند كه كلى طبيعى نه در ذهن و نه در خارج در هيچكدام موجود نيست .
طايفه سوم برآنند كه وجود ذهنى دارد و نه خارجى ، اينان را " اصحاب تصور " نامند . از پارهاى نقل قولها چنين به نظر مىرسد كه شايد منظور منكران ، نيز همين بوده است ، نه اينكه آنان حتى وجود ذهنى آن را نيز انكار كرده باشند و كلياتى مانند انسان و . . . را الفاظى بدون معنى و . . .
بدانند چنان كه در بعضى عبارتها آمده است .
* * * بارى معتقدان به وجود كلى طبيعى نيز در چگونگى آن اختلاف دارند .
آيا چنان كه ارسطو مىگويد : وجود كلى طبيعى عين وجود افراد است ؟
و يا چنان كه افلاطون مىگويد : وجودى ممتاز و جداى از افراد خود دارد كه اصطلاحا رب النوع ناميده مىشود ؟
و يا چنان كه يكى از حكماى معاصر ابن سينا كه به " رجل همدانى " اشتهار يافته ، و همچنين پارهاى از دانشمندان مسيحى عقيده دارند ، وجودى مستقل و جارى و سارى در افراد دارد ؟
اكثر محققان بر همان نظريه اولند ، بر اين عقيده كه وجود كلى عين وجود افراد است . بنابراين اگر افراد ، فراوان باشند ، كليات متحقق در ضمن آنها نيز فراوان خواهد بود ، چنان كه در عرف گويند : حيوانات فراوان و يا انسانهاى فراوان را ديدم ، يعنى هر فردى يك طبيعت است .
بهرحال دليل وجود كلى طبيعى اينستكه فرد آن كه يك ماهيت مخلوط بوجود است تحقق دارد و ماهيت مخلوطه يكى از اقسام كلى طبيعى
هامش
( 1 ) - رئاليست از " رئل " به معنى واقع ، از جمله آنان يكى " آنسلم " در قرن 11 - م مىباشد .