تازهاى برايش منظور نمود ، هرچند بين آنها هيچگونه تناسبى وجود نداشته باشد . اما اصطلاحا اين قسم را مرتجل يا منقول مرتجل نامند .
تذكر
براى شناختن معناى واقعى و موضوع له لفظ راههاى چندى ذكر شده است كه از جمله آنها ، تبادر است و آن عبارت است از اينكه لفظ بگونهاى باشد كه بهنگام اطلاق آن ، معنى بدون هيچگونه قرينهاى به ذهن آيد .
تفصيل اين بحث را در كتب اصول بايد جست .
باب سوم در مفاهيم
- معناى تصورى و تصديقى
- كلى و جزئى
- اقسام كلى
- تعداد كليات حقيقى
- چند نكته
معناى تصورى و تصديقى
هر معنى كه در ذهن مفهوم گردد ، اگر از نسبت تام خبرى مورد اعتقاد تهى باشد ، معناى تصورى است . و عمل ذهن در آن تنها همان تصور آن است ، مانند معناهاى على و دوست على و بنويس و مرد دانا - و در غير اين صورت ، يعنى اگر داراى نسبت تام خبرى مورد اعتقاد است ، تصديق ناميده مىشود . زيرا ذهن علاوه بر تصور ، آن را تصديق نموده و بدان اعتراف كرده است .
بنابر آنچه گفته شد ، تصديق عبارت است از همين اعتراف و اعتقاد نفسانى كه امرى است بسيط و مربوط به نسبت بين اجزاء معناى تصديقى