معنى آية اين است كه اگر از يارى رسول خدا ( ص ) تخلف كنيد ودر خانه بنشينيد ، با
دست خود به سوى بدبختى وهلاكت رفته أيد وخداوند را بر خود غضبناك ساخته أيد .
در واقع اين آية رد بر ما بود كه تصميم داشتيم در خانه خود بمانيم . اين آية تحريض بر
جنگ با دشمنان اسلام است وهرگز در حق كسى كه به دشمن حمله كند وأصحاب خود
را نيز براي شهادت ورسيدن به اجر آخرت ، تحريك واقدام به جهاد في سبيل الله كند
نازل نگشته است . "
ما در مقدمه كتاب گفتيم كه اولياى خدا در راه حق ، از جراحات شمشير ونيزه
وحشت ندارند ومطالب ديگرى كه در اين كتاب بازگو مىكنيم ، پرده از حقايق اين
موضوع برمىدارد .
مهاجرت حسين ( ع ) از مدينه
محدثان پس از شرح ملاقاة حسين ( ع ) با وليد بن عتبه ومروان مىنويسند :
صبح همان روز كه سوم شعبان سال 60 هجرى بود ، حسين ( ع ) به سوى مكة حركت
كرد وبقيه ماه شعبان ورمضان وشوال وذى قعده را در مكة به سر برد .
عبد الله بن عباس وعبد الله بن زبير ، به خدمتش مشرف شدند وآن حضرت را از
رفتن بر حذر داشتند .
حسين ( ع ) فرمود : " من از رسول خدا ( ص ) دستوري دارم كه بايد آن را انجام
دهم . " ابن عباس از نزد حسين ( ع ) بيرون آمد ودر بين راه " وا حسيناه " مىگفت .
پس از آن عبد الله بن عمر آمد وگفت : " بهتر آن است كه با مردم گمراه صلح كنى
واقدام به جنگ نفرمايى . "
فرمود : " اما علمت أن من هوان الدنيا على الله ان رأس يحيى بن زكريا اهدى إلى
بغى من بغايا بني إسرائيل " " مگر نمىدانى كه از پستى دنيا بود كه سر يحيى را براي
گردنكشى از گردنكشان بنى اسراييل به هديه بردند ؟ آيا نمىدانى كه بنى اسراييل از
طلوع فجر تا بر آمدن آفتاب ، هفتاد پيغمبر را مىكشتند وسپس به بازار آمده وبه
معاملات وخريد وفروش خود مشغول مىشدند وگويا هيچ كارى را انجام نداده اند ؟