خبر از شهادت حسين ( ع )
چون حسين ( ع ) دو سأله شد ، سفري براي پيغمبر ( ص ) پيش آمد . در بين راه
ناگهان آن حضرت ايستاد وفرمود " انا لله وانا إليه راجعون " وأشك از ديدگانش سرازير
شد . علت گريه را سؤال كردند ، فرمود : " اينك جبرئيل به من از زمينى كه نزديك شط
فرات است و " كربلا " نام دارد ، خبر مىدهد كه فرزندم حسين پسر فاطمه ( س ) را در آن
سرزمين مىكشند . "
پرسيدند : " يا رسول الله كشنده أو كيست ؟ ! " فرمود : " شخصي كه أو را يزيد
مىنامند وگويا اكنون جايگاه كشته شدن ومحل دفن حسين را به چشم خويش
مىبينم . "
رسول خدا ( ص ) از آن سفر غمگين مراجعت نمود ، وبر فراز منبر آمد ، خطبه اى
خواند ومردم را موعظه نمود . سپس دست راست خويش را بر سر حسن ودست چپ
خود را بر حسين ( عليهما السلام ) كه نزديكش بودند نهاد وسر به سوى آسمان برداشت
وگفت :
" خداوندا ! محمد بنده تو وپيغمبر توست واين دو تن از پاكان أهل بيت من
وبرگزيدگان ذريه ونسل من هستند . آنان را در ميان أمت خويش به جانشينى خود باقي
مىگذارم . جبرئيل به من خبر داده است كه اين فرزندم را به خوارى مىكشند . خدايا
شهادت را بر أو مبارك گردان وأو را از سروران شهيدان قرار ده وبراي كشندگان
وخواركنندگان أو مبارك مگردان . "
چون رسول خدا ( ص ) سخن خويش را به اينجا رسانيد ، صداى گريه وناله از
أهل مجلس برخاست . پيغمبر فرمود : " آيا براي أو گريه مىكنيد واز يارى أو خوددارى
وكوتاهى مىنماييد ؟ "
پس از آن از مسجد خارج شد وپس از لحظه اى به مسجد بازگشت ، ولى رنگش
متغير وصورتش برافروخته بود . خطبه ديگرى را با ديدگان گريان قرائت كرد
وفرمود :
" أيها الناس ! من دو چيز بزرگ را در ميان شما به امانت مىگذارم : يكى قرآن
و