هنگامى كه صبح طالع گرديد ، إبراهيم سفره خون را گستراند . ابن زياد وهزار تن
ديگر از هواداران أو را نيز آورد . لباسهاى ياران إبراهيم در اثر جنگ ، آلوده به خون
بود . نماز صبح را با امامت إبراهيم برگزار نمودند . إبراهيم دستور داد أسيران حاضر را
پيش أو حاضر سازند . نخستين فرد ، ابن زياد لعين بود كه أو را دست بسته به محضر
إبراهيم آوردند . پاهاى أو را نيز محكم بستند . إبراهيم دستور داد آتشى را روشن كردند .
إبراهيم خنجر خود را از كمر كشيد وتكه تكه گوشت ران أو را مىبريد ومىپخت .
سپس سر أو را گوش تا گوش با خنجر خود بريد وجسد پليد أو را به آتش افكند . در
تمام أحوال فرياد مىكشيد : " يا لثارات الحسين ( ع ) " . سر أو را به كوفه به حضور
مختار فرستاد .
3 - شبث بن ربعي 4 - خولى 5 - سنان 6 - عمرو بن حجاج
پس از كشتن ابن زياد ، شبث بن ربعي ، خولى بن يزيد أصبحى ، عمرو بن
حجاج وسنان بن أنس نخعى ( عليهم لعائن الله ) را آوردند . آنان كساني بودند كه در
حادثه عاشورا فرماندهى عمليات جنگ بر ضد خاندان عصمت ( ع ) را عهده دار بودند
وپس از قتل امام ( ع ) ، به نهب وغارت أموال وهتك حرمت حريم آن بزرگوار پرداخته
بودند .
نخست إبراهيم رو به سنان بن انس نمود وگفت : " واي بر تو ! آيا مىتوانى به
راستى بگويى در كربلا وروز عاشورا چه كارى انجام دادى ؟ "
سنان گفت : " من كارى انجام نداده أم ، جز اين كه تكه اى از زير لباس امام
حسين ( ع ) را گرفته أم . "
إبراهيم شروع به گريه نمود ودستور داد گوشت ران أو را قطعه قطعه كنند .
هنگامى كه مشرف بر مرگ گرديد ، إبراهيم أو را از گوش تا بنا گوش سر بريد وجسد
پليد أو را سوزاند .
پس از كشتن سنان ، شبث بن ربعي را آوردند . إبراهيم رو به أو كرد وگفت :
اللهوف في قتلى الطفوف ( فارسي ) — صفحة 284
مساهمون: السيد ابن طاووس
ص٢٨٤