گرفت تا لبريز شد وآن را به زمين ريخت وفرمود : " خداوندا ! به تو شكايت مىكنم از
ستمهايى كه اين مردم با پسر پيغمبرت مىنمايند . " پس از آن ، لشكريان ، بين عباس ( ع )
وحسين ( ع ) جدايى انداختند ودور عباس حلقه زدند وأو را از هر طرف احاطه كردند
تا أو را شهيد نمودند . حسين ( ع ) در شهادت أو سخت گريست . در همين مقام است كه
شاعر مىگويد :
" سزاوارترين مردم براي گريستن ، آن كسى است كه حسين ( ع ) را از مصيبت
خود به گريه انداخت : برادر حسين وفرزند پدر أو ، يعنى أبو الفضل به خون آغشته . آن كه
با حسين ( ع ) مواسات وهمراهى نمود وهيچ چيزى أو را از همراهى حسين باز نداشت
ودر حال تشنگى به آب فرات رسيد وچون حسين ( ع ) تشنه بود ، أو هم آب نياشاميد . "
سالار شهيدان به كارزار مىرود
پس از آن كه أصحاب وياران به شهادت رسيدند ، حسين ( ع ) لشكر را به جنگ
طلبيد وهر كس را كه مقابل أو مىرفت به قتل مىرسانيد ، تا آن كه عده زيادى از آنان را
كشت . در حال كارزار مىفرمود : " كشته شدن در راه خدا بهتر است از زير بار ننگ رفتن ،
وعار وننگ بهتر از دخول در آتش دوزخ مىباشد . "
يكى از راويان مىگويد : به خدا قسم هرگز نديده بودم كسى را كه سپاه دشمن أو
را احاطه كرده باشند وفرزندان وأهل بيت وأصحاب أو كشته شده باشند ، با اين حال ،
قويدل تر ونيرومندتر از حسين ( ع ) بوده باشد . همين كه آن لشكر ، بر أو حمله
مىكردند ، شمشير مىكشيد وبر آنان حمله مىكرد وآنها همانند گله گرگ زده ، پراكنده
مىشدند . حضرت بر آن جماعت - كه شماره آنان به سى هزار رسيده بود - حمله مىكرد
وآنان چون ملخهايى كه پراكنده مىشوند ، از مقابل وى فرار مىكردند وسپس به مركز
خود برمىگشت وپيوسته بر زبانش ورد " لا حول ولا قوة الا بالله " بود وپيوسته با آنان
مىجنگيد ، تا آن كه لشكريان ، بين أو وخيمه ها حايل شدند .
حسين ( ع ) فرياد زد : " واي بر شما اى پيروان آل أبي سفيان ! اگر دين نداريد واز
روز معاد هم نمىترسيد ، پس لا أقل در دنياي خود آزادمرد باشيد وبه أصل وحسب
خود رجوع كنيد ، اگر عرب هستيد ، آنگونه كه خود گمان داريد . "
اللهوف في قتلى الطفوف ( فارسي ) — صفحة 145
مساهمون: السيد ابن طاووس
ص١٤٥