مضمونه است » و اين امر نمىتواند دليل بوده باشد ، بلكه اين امر اشتراط ضمانت آن است و ما هم قائل به آن هستيم كه در صورت اشتراط ، انجام « شرط » واجب مىشود و گرنه اين حديث مىتواند تأكيد بر وجود عاريه بوده باشد و « تأسيس بهتر از تأكيد » است .
2 - عاريه با چند امر مضمون واقع مىشود : اوّل آنكه : اشتراط ضمان داشته باشد .
دوّم آنكه : تعدّى و تفريط انجام گيرد . سوّم آنكه : استعاره از غاصب بوده باشد .
چهارم آنكه : فرد محرم صيد را استعاره كرده باشد . پنجم آنكه : عين عاريه داده شده ، طلا يا نقره بوده باشد . ششم آنكه : استعاره جهت رهن بوده باشد .
3 - از « عين استعاره شده » بهرهگيرى مىشود كه در آن هر موردى كه عادت جارى بر استفاده از آن مورد ، جريان پيدا كرده است ، ولى اگر مالك ، عين نوع خاصّى از استفاده را تعيين نموده باشد ، به آن حد بسنده مىشود نه بيشتر و اگر مستعير مخالفت شرط نموده باشد ، ضمانت دارد و اگر در اثر استعمال و عدم مخالفت با شرط تلف شود ، در آن صورت ضامن نمىگردد .
كنز العرفان في فقه القرآن — صفحة 565
مساهمون: المقداد السيوري
ص٥٦٥