[ 234 ] [ آيهء سوم ]
« وَ مِنْ أَهْلِ الْكِتابِ مَنْ إِنْ تَأْمَنْهُ بِقِنْطارٍ يُؤَدِّهِ إِلَيْكَ ، وَ مِنْهُمْ مَنْ إِنْ تَأْمَنْهُ بِدِينارٍ لا يُؤَدِّهِ إِلَيْكَ إِلَّا ما دُمْتَ عَلَيْهِ قائِماً » ؛
« 1 »
« از اهل كتاب كسانى هستند اگر مال بسيارى را به آنان امانت بسپارى ، ردّ امانت مىكنند ، و برخى ديگر اهل كتاب ( يهود ) تا آن اندازه نادرستند كه اگر به آنان يك دينار امانت دهى ، ردّ نكنند جز آنكه در مطالبه سختگيرى كنى » .
1 - امانت از كلمهء « أمن » مشتقّ شده است و اين امن محصول حسن ظنّ به طرف امانتدار مىباشد . پس لازم است او نيز همواره در حال حسن ظنّ بوده باشد پس خيانت نمودن بر او حرام مىباشد و همچنين تعدّى و تفريط و سهلانگارى در نگهدارى امانت ، بر او جايز نيست و اين اختلاف امانات اجناس امانت داده شده و كيفيّت حفظ و نگهدارى آنها متفاوت است و يك مسئلهء عرفى مىباشد .
2 - امانت نسبت به دست غير مالك ، مقتضى « عدم ضمانت » است و آن گاهى از سوى « مالك » است ، مانند وديعت ، عاريه يا رهن و اجاره و جز آنها و گاهى از ناحيهء « شرع » است كه به آن امانت شرعيّه گفته مىشود و آيهء اوّل شامل هر دو قسم مىگردد ، ولى آيات اخير مخصوص قسم اوّل مىباشد .
3 - واجب است در امانت شرعى ، در صورت تمكّن مبادرت به اعلام و اطّلاع رسانى مالك بكند و اگر تمكّن داشت و سهلانگارى نمود ، ضامن است و گرنه ظاهر آنست كه ضمانت ندارد و اين بخش داراى صورتهايى است :
نخست : اگر باد ، لباسى را به خانهء وى بياندازد و اين امر ايجاب مىكند كه آن را به صاحبش اعلام بدارد يا بگيرد و به مالكش ردّ نمايد .
دوّم : گرفتن صيد از فرد محرم يا از محلّى كه آن را از فرد احرامگزار گرفته است .
سوّم : گرفتن مال مغصوب از غاصب به طريق حسبه و كفالت امور .
چهارم : گرفتن وديعه از كودك يا فرد مجنون جهت ترس از اتلاف آن .
پنجم : آزادسازى صيد از شبكهاى كه در حرم واقع شده است .
ششم : اگر بچهها با گردو يا تخممرغ بازى كنند ، در دست يكى گردوى ديگرى قرار گرفت ، يا تخممرغهاى ديگرى و ولىّ كودك آن را برداشت پس بر او واجب است
هامش
( 1 ) . سورهء آل عمران ، آيهء 79 .