3 - در آيه دلالتى است بر اينكه تمام چيزها مادام كه وجهى از وجوه « قبح » در آن معلوم نگردد ، براساس « إباحه و حلال بودن » است ،
« وَ اللَّهُ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ »
« 2 » ؛ « خداوند نيكوكاران را دوست مىدارد » دلالتى است بر اينكه هر كدام ، اين راه را طى كند ، محسن و نيكوكار مىگردد و كسى كه نيكوكار گرديد ، پس محبوب خداوند عالم نيز مىگردد .
4 - روايت شده است كه قدامة بن مظعون در روزگار عمر ، خمر نوشيد ، پس عمر خواست او را حدّ بزند قدامه به او گفت : حدّى بر من واجب نيست و اين آيه را خواند و او حدّ را بر وى جارى نساخت . اين سخن به گوش على ( عليه السّلام ) رسيد . پس به مسجد آمد . عمر نيز در مسجد بود . به عمر گفت : چرا اجراء حدّ خدا را تعطيل كردى ؟
عمر گفت : چون او اين آيه را بر من خوانده ، على ( عليه السّلام ) فرمود : قدامه هرگز مشمول اين آيه نيست و از آنان نيست كه اين راه را پيموده باشند . آنان كه ايمان آوردهاند ، هرگز حرام را حلال نمىشمرند . پس قدامه را از آنچه گفته است ، برگردان و توبه ده .
اگر توبه كرد ، پس حدّ را بر او جارى ساز و اگر توبه ننمود ، پس او را بكش ، چون او از دين خارج گرديده است . « 1 »
[ 380 ] آيهء هفتم :
« يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تُحَرِّمُوا طَيِّباتِ ما أَحَلَّ اللَّهُ لَكُمْ وَ لا تَعْتَدُوا إِنَّ اللَّهَ لا يُحِبُّ الْمُعْتَدِينَ » ؛
« 3 »
« اى افرادى كه ايمان آوردهايد ! بر خود آن پاكيزههائى را كه خداوند بر شما حلال ساخته است ، حرام مسازيد و تعدّى نكنيد كه خداوند متعدّيان و تجاوزكاران را دوست نمىدارد » .
رهبانيّت ممنوع :
روايت شده است « پيامبر خدا ( ص ) در مجلسى حضور داشت و احوال روز قيامت را توصيف مىنمود و چندان روى ترساندن تكيه نداشت . پس جمعى به رقّت آمدند و گريه نمودند ، تعداد ده نفر در منزل عثمان بن مظعون گرد هم آمدند و با هم قرار گذاشتند كه تمام روزها را روزه بگيرند و شبها را قيام ورزند ، هرگز روى فرش
هامش
( 1 ) . وسائل الشيعه ، ج 18 ، ص ، 180
( 3 ) . سورهء مائده ، آيهء 77 .
( 2 ) . سورهء مائده ، آيهء 93 .