3 -
« يَخْرُجُ مِنْ بُطُونِها » ؛
« بيرون مىآيد از شكمهاى آنها ؛ در اين كلمه ، عدول از خطاب « از زنبور عسل » به خطاب سوى « مردم » است ، چون خداوند در مقام احسانبخشى و انعام دادن به آنان است . با كلمهء « شراب » ، هر كسى را كه گفته است زنبور ، گلها ، ورقهاى معطّر را مىخورد ، احتجاج نموده است . پس اين اوراق و گلها در بطن آن به عسل متحوّل مىگردند . سپس آنها را به عنوان ذخيره براى زمستان نگه مىدارد و برخى از آنان تصوّر كردهاند كه زنبور عسل با افواه و دهانهاى خويش اجزاى مأكول و طيّب را كه روى گلها و اوراق نشسته است ، گردآورى مىنمايد و هنگامى كه مقدار زيادى از آنها در خانهاش گردآورى شد ، عسل از آن به عمل مىآيد . مثل اينكه اين گوينده : « بطون » را به « افواه » تفسير نموده است و در كلام اضمارى قائل شده است ، يعنى : افواه بطون آنها يا اينكه « بطون » را به صورت « مجازى » « افواه » تفسير نموده است .
« إِنَّ فِي ذلِكَ » ؛
يعنى : در اين تدبير و در توانا ساختن زنبوران ، به ساختن خانههاى محكم و هندسى و برگرداندن غذاهاى تلخ و نارس ، به عسل شيرين و گوارا و مصفّا و رنگارنگ ولى يكنواخت در صورت و طبيعت ، هر آيه آيات و نشانههايى است بر وجود صانع ، قادر ، مختار ، حكيم ، توانا و آگاه به جزئيات و كلّيات » .
« لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ » ؛
بر جمعى كه داراى فكر و انديشه هستند ، تفكّر مىكنند . در اينكه اگر آن اثر صادر از يك علّت مادى بود ، هرگز آثار آن گوناگمون و مختلف نمىگرديد / بلكه همه آنها را بر يك نهج واحد قرار مىگيرد .
* * *
[ 377 ] آيه ششم :
« لَيْسَ عَلَى الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ جُناحٌ فِيما طَعِمُوا إِذا مَا اتَّقَوْا وَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ ثُمَّ اتَّقَوْا وَ آمَنُوا ثُمَّ اتَّقَوْا وَ أَحْسَنُوا وَ اللَّهُ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ
« 1 »
» ؛
« بر آنان در خوردن مباحات ايرادى نيست ، در صورتى كه از محرّمات اجتناب ورزند و بر ايمان و اعمال صالحه استوار باشند و تقوا پيشه سازند و احسان كنند كه خداوند نيكوكاران را دوست مىدارد » .
فوايدى چند :
هامش
( 1 ) . سورهء مائده ، آيهء 93 .