جبل و جمعى از اصحاب پيامبر خدا ( صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ) گفتند : در مورد « خمر » فتوى بدهيد چون « خمر » از بين برندهء عقل و شعور انسان و از بين برندهء مال او مىباشد . پس آيهء ديگرى نازل شد .
* * * [ 365 ]
« فِيهِما إِثْمٌ كَبِيرٌ وَ مَنافِعُ لِلنَّاسِ » ؛
پس جمعى آن را خوردند و جمعى آن را رها نمودند . سپس عبد الرحمن بن عوف ، جمعى را به مهمانى فرا خواند . عدّهاى از آنان بدمستى كردند ، پس وقتى يكى از آنان امامت نماز جماعت را بر عهده داشت ، اينگونه قرائت نمود : « قل يا ايّها الكافرون أعبد ما تعبدون » ؛ « اى كافران ! من هم عبادت مىكنم بر هر آنچه كه شما عبادت مىكنيد » . پس آيهء ديگرى نازل شد .
[ 366 ]
« لا تَقْرَبُوا الصَّلاةَ وَ أَنْتُمْ سُكارى
« 1 »
» ؛
« به نماز نزديك نشويد ، در حالى كه شما بدمست و سكران هستيد » پس از تعداد شرابخواران كاسته شد . سپس عتبان بن مالك جمعى را به مهمانى دعوت كرد كه در جمع آنان سعد بن ابى وقّاص هم بود . هنگامى كه آنها شراب خوردند و بدمستى كردند ، به همديگر افتخار كردند و شعر سرودند تا اينكه سعد بن ابى وقّاص شعرى را سرود كه در آن هجو انصار و ياران رسول خدا ( صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ) آمده بود . پس يكى از انصار او را با پاى شتران زد و مجروح ساخت . او به محضر پيامبر خدا شكايت كرد . عمر در آن جمع گفت : « خدايا ! در مورد شراب بيان شافى و وافى بيان فرما » سپس آيهء شريفهء چهارم نازل شد كه شراب را به كلّى حرام و قدغن نمود .
* * *
[ 367 ] آيهء پنجم :
« إِنَّما يُرِيدُ الشَّيْطانُ أَنْ يُوقِعَ بَيْنَكُمُ الْعَداوَةَ وَ الْبَغْضاءَ فِي الْخَمْرِ وَ الْمَيْسِرِ وَ يَصُدَّكُمْ عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ وَ عَنِ الصَّلاةِ فَهَلْ أَنْتُمْ مُنْتَهُونَ » ؛
« 2 »
« شيطان مىخواهد بين شما عداوت و دشمنى ايجاد كند در مورد خمر و قمار و از ذكر و ياد خدا و نماز مانع گردد ، پس آيا شما بازگردنده هستيد ؟ » .
آثار سوء شراب :
پس عمر گفت : خدايا ! خدايا ! ما بازگشتيم ! از على ( عليه السّلام ) آمده است : اگر قطرهاى از شراب به چاهى افتد و روى آن منارهاى بسازند ، من هرگز روى آن مناره
هامش
( 1 ) . سورهء نساء ، آيهء ، 43
( 2 ) . سورهء مائده ، آيهء ، 90