تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كنز العرفان في فقه القرآن — صفحة 803

مساهمون:

ص٨٠٣
در اينجا سؤالى پيش مىآيد و آن سؤال اين است كه تعداد كثيرى از محرّمات وجود دارد كه در اين آيهء ذكر نشده‌اند . پس چگونه در آيهء شريفه
« لا أَجِدُ »
يعنى « پيدا نمىكنم » آمده است كه دلالت بر « حصر » دارد و همچنين كلمهء « انّما » كه براى « حصر » مىباشد . پاسخ آن است كه : كلمهء « اوحى » فعل ماضى است و كلمهء « اجد » براى حال و زمان كنونى مىباشد ، پس منطوق آن اينست : در آن چيزى كه در گذشته به من وحى شده است ، چيزى پيدا نمىكنم . به جز اين چهار مورد و اين آخرين آيه‌اى نيست كه بر پيامبر خدا ( ص ) در اين مورد نازل شده باشد . پس جايز است بعد از اين آيه ، تحريم اشياى ديگرى نيز پس از نزول آن ، آمده باشد و سخن در مورد « انّما » نيز آن است كه « حصر » در آن جهت حكم زمان كنونى است ، نه تمام ادوار و اعصار و أمكنه و أزمان . ضمير در كلمهء « فانّه رجس » ، به گوشت خوك بازمىگردد و آن نصّ و صريح در نجاست گوشت خوك مىباشد و آن جمله معترضه‌اى بين معطوف و معطوف عليه مىباشد .

گوشت الاغ ، اسب و استر :

روايت شده است كه : ابن عبّاس و عايشه با اين آيه ، به حلال بودن گوشت ألاغ إستدلال كرده‌اند و آن استدلال نزديك و مقبول است ، همچنين اين آيه دلالت بر حلال بودن گوشت اسب و استرنيز مىنمايد ، چون منطوق آن اين است كه جز حيوانات مذكور ، گوشتشان حلال مىباشد ، هر كسى كه ادّعاى تحريم مجدّد مىنمايد ، پس بايد دليل آورده باشد . برخى از فقهاى عامّه گفته‌اند : دليل بر حرمت حيوانات سه‌گانهء آيهء شريفه
« وَ الْخَيْلَ ، وَ الْبِغالَ وَ الْحَمِيرَ لِتَرْكَبُوها وَ زِينَةً
« 1 »
» ؛
« اسبان ، استران ، الاغ‌ها را به عنوان سوارى و زينت آفريده است » مىباشد . وجه دلالت به نظر آنان اين است كه خداوند خلقت آنها را جهت « ركوب » و « زينت » تعليل فرموده است ، پس فايده‌اى جز آن دو هدف نخواهند داشت . البتّه اين نوع استدلال غلط و نامربوط است ، چون از تعليل چيزى كه غالب منفعت آن ، همان مورد است ، لازم نمىآيد مقصود ديگرى نيز
هامش
( 1 ) . سورهء نحل ، آيهء 8 .
كنز العرفان في فقه القرآن — صفحة 803 | المقداد السيوري / بخشايشى / عبد الرحيم عقيقي بخشايشي