به تنهايى دلالت بر وجوب قبول خواستگارى نمىكند ، بلكه به انضمام يك دليل ديگر ، اين دلالت را دارد كه آن دليل دوّم فرمايش پيامبر ( صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ) است كه در خطبهاش فرمود : اى مردم ! اين جبرئيل است كه به من خبر مىدهد . دختران مثل ميوه مىباشند و ميوه وقتى رسيده شود و چيده نگردد ، از بين مىرود ، همچنين دختران هم اگر بالغ شوند و ازدواج نكنند ، از بين مىروند گفتند : آنها را به عقد چه كسى درآورديم ؟ فرمود : اشخاصى كه هم كفو و هم شأن آنها است گفتند : چه كسانى هم شأن آنان مىباشند . فرمود : اگر كسى نزدتان بيايد كه از دين او راضى باشيد او را به عقد آنها درآوريد » ؛ « 2 » « اين روايت دلالت بر « ارجحيّت شخص با تقواتر بر غير در منزلت مىكند و نيز دلالت مىكند كه : اگر دو خواستگار كه در دين مساوى مىباشند ، با هم تعارض كنند ، قبول باتقواترين آن دو ، مستحبّ است . چون خداوند فرموده است :
« إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاكُمْ »
.
* * * مقصود از تطهير لباس چيست ؟
[ 321 ] آيهء هفتم :
« وَ ثِيابَكَ فَطَهِّرْ » ؛
« 3 » « لباست را پاك كن » .
مفسّر معاصر گفته است : برخى مىگويند مراد از « ثياب » ، زنان مىباشند ، زيرا خداوند فرموده است :
« هُنَّ لِباسٌ لَكُمْ وَ أَنْتُمْ لِباسٌ لَهُنَّ » ؛
« آنها لباس شما هستند و شما لباس آنها مىباشيد » . پس شايسته است انسان براى خود زنى با عفّت و اصيل و نسبدار اختيار كند . اين مطلب صريح اين آيه شريفه است ،
« وَ الْبَلَدُ الطَّيِّبُ يَخْرُجُ نَباتُهُ بِإِذْنِ رَبِّهِ وَ الَّذِي خَبُثَ لا يَخْرُجُ إِلَّا نَكِداً » ؛
« 1 »
« سرزمين پاكيزه ، به فرمان پروردگار مىرويد ، امّا سرزمينهاى بدطينت و ( شورهزار ) ، جز خس و خار ناچيز و بىارزش ، از آنها نمىرويد » .
پاسخ اين كه : اين استدلال به نظر من صحيح نيست ، چون اين آيه دلالت بر اين مطلب نمىكند ، چرا كه معناى حقيقى ، « ثياب » پوشانندهء بدن است و اگر در جايى بهطور مجاز به معناى « زن » استعمال شده است ، مستلزم اين نيست كه در غير آن
هامش
( 2 ) . وسائل الشيعه ، ج 14 ، صفحهء 152 ، امالى شخص طوسى ، صفحهء 519
( 3 ) . سورهء مباركهء ، مدّر ، آيهء 4 .
( 1 ) . سورهء مباركهء اعراف ، آيهء ، 58