مىشود ، اگرچه مثل رفع نياز با مردان نباشد ، چنانكه گفته مىشود : « به سبب حلال ، از حرام بىنياز شود » .
ثالثا : شريعت لوط ، شريعت ما نيست ، پس قول وى نيز ، در شرع ما نمىتواند حجّت باشد .
4 -
« وَ الَّذِينَ هُمْ لِفُرُوجِهِمْ حافِظُونَ إِلَّا عَلى أَزْواجِهِمْ أَوْ ما مَلَكَتْ أَيْمانُهُمْ فَإِنَّهُمْ غَيْرُ مَلُومِينَ »
« 3 » ؛ « و آنها كه دامان خود را حفظ مىكنند ، و تنها با همسران و كنيزانشان آميزش جنسى دارند ، در بهرهگيرى از آنان ملامت نمىشوند » .
وجه استدلال اين است كه : خداوند بهطور مطلق به حفظ عورت امر فرموده است : پس « همسر » را استثناء كرده است . بنابراين وطى ( دبر ) منفعتى است كه نفس ، ميل به آن دارد و مانع عقلى يا شرعى نيز دربارهء آن وارد نشده است ، پس مباح است .
( از صغرى و كبراى اين استدلال ) مقدمهء اوّل مفروض مسأله است و مقدّمهء دوّم نيز واضح است ، چون « مانع عقلى » كه اصلا وجود ندارد . جواب از « مانع شرعى » نيز در جواب كسانى كه اين عمل را تحريم كردهاند . خواهد بود .
روايت دلالت بر « حرمت » نمىكند چون ممكن است ، نگاه كردن ، به دليل كراهت اين عمل باشد .
و خبر حزيمه خبر واحد است و با اخبار كثيرهاى كه از طريق اهل بيت ( عليهم السّلام ) وارد شده ، تعارض دارد .
« وَ قَدِّمُوا لِأَنْفُسِكُمْ » :
گفته شده است كه مراد از آن تسميه ( بردن نام خدا ) به هنگام جماع است . همچنين گفته شده است كه مراد ، « دعا در وقت آميزش » مىباشد . برخى نيز گفتهاند : مراد « خواستن فرزند » است ، چون داشتن فرزند صالح .
پيش فرستادن ثواب بزرگى است . حضرت رسول ( صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ) فرموده است :
« وقتى مؤمنى از دنيا برود ، عمل او منقطع مىگردد ، مگر از سه طريق : فرزند صالحى كه براى او دعا كند ، صدقه جاريهاى كه بعد از خودش باقى باشد و عملى كه از طريق آن سود برده شود » .
مانعين احتجاج كردهاند به ( يك آيه و دو روايت )
هامش
( 3 ) . سورهء مباركهء مؤمنين ، آيات 6 - 5 .