« طوّافون » خبر مبتداى محذوف است ؛ يعنى : « هم طوّافون » . يعنى آنان دور مىزنند .
دليل اينكه به
« طَوَّافُونَ عَلَيْكُمْ »
بسنده نفرمود و « بعضكم على بعض » را نيز ذكر فرمود ، اين است كه : هيچ كدام از دو گروه ( موالى و خدمه ) اولى به طواف از گروه ديگر نيست ، بلكه شامل هر دو گروه است ، عبيد و إماء براى « انجام خدمت » و موالى براى « به خدمت گرفتن » است . چون اگر خادم از جلوى چشم صاحب كارش ، غايب شود ، و صاحب كار به او نياز پيدا كند ، بايد بگردد و از او طلب خدمت نمايد . همچنين حكم اطفال براى تربيت نيز چنين است . پس « بعضكم » بدل از « طوّافون » است و مبدّل منه ساقط شده است ، نه اينكه « بعضكم » به دليل مبتدا بودن مرفوع شده و خبر آن « على بعض » مىباشد ، چنان كه عدّهاى گفتهاند .
قاريان كوفى به غير از « حفص » . « ثلاث » را با رفع قرائت كردهاند كه خبر براى مبتداى محذوف مىباشد ؛ يعنى : « هذه ثلاث » امّا بقيهء قاريان ، آن را با نصب خواندهاند كه بدل از « ثلاث مرّات » باشد ، چون اين اوقات شامل سه مرتبه كشف عورت مىباشد . پس « مضاف » حذف شده و « مضاف اليه » در اعراب و جمع . جانشين آن گشته است .
* * * استيذان افراد بالغ :
[ 318 ] آيهء ششم :
« وَ إِذا بَلَغَ الْأَطْفالُ مِنْكُمُ الْحُلُمَ فَلْيَسْتَأْذِنُوا كَمَا اسْتَأْذَنَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ كَذلِكَ يُبَيِّنُ اللَّهُ لَكُمْ آياتِهِ وَ اللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ
« 1 »
» ؛
« و هنگامى كه اطفال شما به سنّ بلوغ برسند ، بايد اجازه بگيرند . همانگونه كه اشخاصى پيش از آنان بودند ، اجازه مىگرفتند ، اين چنين خداوند آياتش را براى شما بيان مىكند ، و خدا دانا و حكيم است » .
« منكم » در محلّ نصب است و حال مىباشد ؛ يعنى : « كائنين منكم » ( در حالى كه از شما مىباشند ) . خطاب در آيه به اطفال حرّ ( غير برده ) است ، چون بلوغ حرّ ، موجب از بين رفتن حكم مذكور ( در آيهء قبل ) در تخصيص وجوب اجازه به سه وقت ذكر
هامش
( 1 ) . سورهء مباركهء نور ، آيهء 59 .