فرمان تغيير قبله اجلال نزول نمايد كه سرانجام آيهء مباركه نازل شد و رسول اكرم ( صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ) به آرزوى خود نائل گشت .
برخى گفتهاند خداوند در آغاز ، به رسول اكرم ( صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ) وعده داد كه قبله را تغيير مىدهد و لذا پيغمبر ( صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ) حالت انتظار فرمان الهى را داشت و اميدوار شده بود ؛ زيرا طبيعتا به تغيير قبله به سوى كعبه ، علاقهمند بود و از اين مطلب لازم نمىآيد كه رسول اكرم ( ص ) از قبله اوّلى ( بيت المقدس ) ناراضى بوده باشد .
« فَلَنُوَلِّيَنَّكَ »
از گفتهء اهل لغت است كه مىگويند : « ولّيت فلانا لامر » ؛ يعنى « او را توانمند نمودم كه از عهدهء آن كار برآيد و او را در آن امر پايدار نمودم .
« و ترضاها » صفت براى قبله است ، يعنى « قبلهء » آن چنانى كه مورد پسند تو مىباشد » .
4 -
« فَوَلِّ وَجْهَكَ شَطْرَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ »
؛ « هماكنون صورت خود را به سوى مسجد الحرام و خانهء كعبه بازگردان » . اين جمله ناسخ و از بين برندهء حكم قبلى ( توجّه نمودن به سنگ بزرگ ) مىباشد . و اين ماجرا در ماه رجب ، دو ماه پيش از جنگ بدر ، اتفّاق افتاد .
ابن عبّاس فرموده است : اين اولين نسخى است كه در قرآن كريم به وقوع پيوسته است . برخى گفتهاند تغيير قبله ، نسخ ( از بين بردن ) سنّت و روايت است ، به وسيلهء قرآن ، چه آنكه در قرآن آيهاى وجود ندارد كه توجّه به صخره ( سنگ بزرگ ) را دستور داده باشد .
برخى گفتهاند امر
« فَوَلِّ »
در آيه براى حتم و جزم و يقين است ؛ نه آنكه براى تخيير باشد كه بين توجّه بيت المقدّس و مسجد الحرام ، مخيّر بوده باشد ؛ چنانكه بعضىها قول به تخيير را گفتهاند دليل حتميّت و قطعى بودن قبله بودن كعبه ، إجماع و إتّفاق علما است ، بر اينكه توجه به صخره ، باطل است . « و الشّطر » ؛ شطر به معناى جانب و جهت است ، جوهرى همين معنى را فرموده و شعرى را انشاء نموده است ( براى مادر زنباغ مىگويم كه بپادار ، صورتهاى شتران سفيد را به سمت و جانب بنى تميم ) . كه « شطر » به معناى جهت و سمت مىباشد . آقاى أبىّ ، شطر المسجد الحرام را به تلقاء المسجد الحرام ، قرائت نموده است ؛ يعنى روبرو شدن و