است نه خود كعبه ؛ چه آنكه قبله بودن خود كعبه ، حرجى مىشود ( ولى جهت كعبه ، خود كعبه و مسجد الحرام را شامل مىگردد ) .
و جواب ديگر ؛ اگر رو كردن به مسجد الحرام و يا به سمت مسجد الحرام ، از باب عمل كردن به ظاهر آيه
« شَطْرَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ »
واجب باشد ؛ بايد بر كسى كه در مكّه حاضر است و بينندهء كعبه مىباشد ، ايضا واجب باشد و لازم . وجوب رو كردن به مسجد الحرام براى حاضرين در مكّه ، مثل ملزوم است در بطلان ، و بيان ملازمه واضح و روشن است . ( تكليف هرچه باشد ، براى همه است ) . بنابراين وجوب رو كردن حاضرين در مكه به سوى عين كعبه از غير آيه ( اجماع و روايات ) استفاده مىشود .
اگر بگويى يكسان بودن حاضرين به مكّه و غير آنها نسبت به ظاهر آيه ، مسلّم است اگر مخصص كه روايات باشد ، نباشد ؟ در پاسخ مىگوئيم مخصّص كه روايت است ، ضعيف است زيرا بعضى از راويان ، سنّى مذهب هستند و بعضى زيدى مذهب و بعضى از راويان از قلم افتادهاند و امّا روايت مفضّل بن عمر جعفى ، آقاى كشى به او طعنهء فساد انديشه و عقيد ، زده است .
در تعبير خداوند به شطر « وجهة » اشاره به آن است كه مسئلهء قبله بر مساهله و چشمپوشى و نزديك بودن ، مبتنى مىباشد و دقّت و تحقيق عميق كه حتما و دقيقا رو به كعبه باشد و انحرافى در كار نباشد ، مورد نظر نخواهد بود . زيرا علامت و نشانهء قبلهء اهل عراق و اهل خراسان ، يكى مىباشد ؛ با آنكه اگر دقّت شود ، به خاطر تفاوت شهرها از لحاظ عرضى ، عراقى در حال نماز به نقطهاى توجّه مىنمايد و خراسانى به نقطهاى غير از آن .
5 -
« وَ حَيْثُ ما كُنْتُمْ فَوَلُّوا وُجُوهَكُمْ شَطْرَهُ »
؛ « هر جا باشيد ، روى خود را به سوى مسجد الحرام كنيد » . خداوند در قسمت اوّل آيه ، خطاب را به صورت مفرد
« فَوَلِّ »
؛ « پس بازگردان صورت خود را » به رسول اكرم ( ص ) اختصاص داد و اين اختصاص ، به خاطر ارج نهادن به مقام والاى آن حضرت ( صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ) و اجابت خواستهء او ، مىباشد . سپس حكم را با دستور صريح همراه با تأكيد تعميم داده است كه همهء مسلمين بايد رو به كعبه نماز گزارند .
« فَوَلُّوا »
هم تأكيد و هم تعميم حكم را مىرساند و اين تعميم و تأكيد به خاطر تشويق امّت اسلامى است كه از رسول اكرم ( ص ) بايد متابعت و پيروى نمايند .