( 1 ) سكر و مستى حرام است به دليل اينكه با واجب ( نماز ) منافات دارد .
( 2 ) سكر و مستى وضو را باطل مىسازد .
( 3 ) مستى نماز را باطل مىنمايد .
( 4 ) ( اعاده ) نمازى كه در حال مستى انجام شده است واجب مىباشد .
( 5 ) حالت بىعقلى و بىشعورى طهارت را به ابطال مىكشاند و لذا خواب ، بىهوشى ، ديوانگى از مصداقهاى بىعقلى است و هر كدام باطلكنندهء طهارت مىباشند .
( 6 ) بىعقلى و مصداقهاى آن نماز را باطل مىكند .
( 7 ) جنابت ( خروج منى ) وضو را از بين مىبرد .
( 8 ) جنابت باطلكنندهء نماز است .
( 9 ) جنابت باعث وجوب غسل مىشود .
( 10 ) تيمّم بدل از غسل حدث جنابت را بر طرف نمىسازد بلكه تنها نماز خواندن را جائز مىسازد .
( 11 ) نگهدارى حرمت مساجد ، واجب است .
( 12 ) ورود شخص مست و مانند آن در مساجد ممنوع مىباشد .
( 13 ) شخص جنب نمىتواند در مساجد توقّف نمايد .
( 14 ) عبور و گذر كردن از مساجد ، براى جنب تجويز شده است .
( 15 ) غسل ، حكم جنابت را بر طرف مىنمايد .
( 16 ) غسل جنابت ، از وضو كفايت مىكند و افزون بر غسل جنابت ، نياز به وضو نمىباشد . بدليل قول خداوند
« حَتَّى تَغْتَسِلُوا »
تا غسل انجام دهيد . از ظاهر عبارت استفاده مىشود كه تنها « غسل » غايت ( مقصد ) است نه آنكه غسل با وضو غايت بوده باشد چه آنكه اگر هر دو غايت باشد ذكر تنها غسل ، به عنوان غايت ، لازم مىشود كه بعض غايت تمام غايت قرار گرفته باشد و اين باطل است بنابراين وضو لازم نيست و گرنه مىفرمود : « حتّى تغسلوا و توضّئوا » « تا غسل نمائيد و وضو بسازيد » .
( 17 ) تيمّم مجاز و مشروع است .
( 18 ) تيمّم بايد به گونهاى باشد كه بدل از وضو و يا از غسل واقع گردد مثلا بدل از وضو يك ضربت دارد ، و از غسل دو ضربت دارد .