( 19 ) تيمّم براى شخص مريض كه استفاده از آب بر وجود او ضرر دارد ، جائز است .
( 20 ) تيمّم يا به جهت نبود آب و يا به جهت ضرر داشتن استعمال آب ، روا مىگردد .
( 21 ) پيدايش آب ، تيمّم را از بين مىبرد .
( 22 ) غائط - مدفوع - باعث شكستن وضو و باعث وجوب آن مىشود .
( 23 ) جنابت به محض دخول و تحقّق و طىء و لو إنزال منى نشود ، ثابت مىگردد .
( 24 ) تيمّم بايد با خاك انجام شود .
( 25 ) تيمّم با سنگ سخت و سفت جائز است ، به دليل اينكه نام ( صعيد ) بر آن صادق مىباشد .
( 26 ) در تيمّم ، مسح صورت و دو دست واجب است .
( 27 ) واجب است ( صعيد ) « روى زمين » آنچه كه با آن تيمّم روا است طاهر باشد .
( 28 ) واجب است ( صعيد ) مباح بوده ، و غصبى نبوده باشد .
( 29 ) در تيمّم مسح نمودن قسمتى از صورت و همچنين قسمتى از دو دست كافى است به دليل آنكه ( باء )
« بِوُجُوهِكُمْ »
براى تبعيض مىباشد و
« أَيْدِيكُمْ »
عطف بر ( وجوهكم ) مىشود و ( باء ) تبعيض بر سر ( ايديكم ) ، هم مىآيد و مسح قسمتى از دستها را افاده خواهد كرد .
( 30 ) در تيمّم واجب است اول صورت را مسح نمايد و سپس دستها را . به دليل آنكه ( فاء ) تعقيب و پشت سر واقع شدن را إفاده مىنمايد بنابراين به حكم آيه بايد دستها را به خاك ( صعيد ) بزند و پشت سر اين عمل ، بلافاصله صورت را مسح كند .
( 31 ) در تيمّم موالات ( پىدرپى و پشتسرهم ) انجام دادن كارهاى تيمّم واجب است البته در صورتى كه امر براى فور باشد يعنى قبول كنيم كه امر
« فَامْسَحُوا »
دلالت بر فوريّت دارد .