3 - تلاوت سورهء حمد به گونهاى كه نقل شده است ، واجب مىباشد و از لحاظ ترتيب و لفظ ، نبايد تغيير داده شود و اگر ترجمهء آن را به زبان غير عربى ، بخواند ، كافى نمىباشد ، به دليل آنكه ترجمه خود قرآن ، به حساب نمىآيد و تصريح شده است كه قرآن عربى مىباشد و ثانيا قرآن كريم ، با همان لفظ و نظم عربى ، معجزه است و ترجمه ، غير از لفظ و نظم عربى است .
گفتهء ابو حنيفه مبنى بر اينكه ترجمه آن ، كافى است ، به دليل قول خداوند : « به راستى آن در صحف و كتابهاى پيشينيان و در كتابهاى ابراهيم ( عليه السّلام ) و موسى ( عليه السّلام ) موجود است » ، ضعيف و بىاساس است ؛ چه آنكه اسم اشارهء « هذا » به حكم اشاره گرديده است نه لفظ آن ، كه تلاوت شود . كسى كه به طور عمد ، تخلّف نمايد ، نمازش باطل است و اگر سهوا تخلّف كند ، مثلا قسمتى از حمد را ترك نموده باشد تدارك در صورتى لازم است كه در همان حال متذكّر شود و اگر بعد از سپرى شدن زمان خواندن حمد ، متوجّه شود . مثلا بعد از ركوع و يا بعد از نماز متذكّر گردد تدارك لازم نيست ، و نمازش صحيح است .
4 -
« بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ »
: يكى از آيات سورهء حمد به حساب مىآيد و در هر سورهاى به عنوان يك آيه ، محسوب خواهد شد علماى شيعه بر اين مطلب . اتّفاق نظر و اجماع دارند و شافعى همين مطلب را گفته است و مالك آن را نفى نموده است .
ابو حنيفه گفته است :
« بِسْمِ اللَّهِ . . . »
در سورهء فاتحه ، يكى از آيات آن به حساب مىآيد ، نه در سورههاى ديگر ؛ بلكه به عنوان تبرّك و فاصله بين سورهها ، نوشته مىشود .
دليل ما روايات متواترى است كه از اهل بيت ( عليهم السّلام ) وارد شده است و از طريق اهل سنّت روايت ابى هريره و امّ سلمه و غير آن دو ، روايات فراوانى نقل شده است كه
« بِسْمِ اللَّهِ . . . »
از آيات اعظم در قرآن كريم است . حتّى ابن عبّاس فرموده است كسى كه
« بِسْمِ اللَّهِ . . . »
را ترك نمايد ، گويا يكصد و چهارده و يا سيزده آيه از قرآن كريم را ترك نموده است . « 1 »
5 - اكثر علماى شيعه ، قرائت سوره را بعد از سورهء حمد ، واجب مىدانند و شافعى و غير آن از علماى مشهور ، طرفدار همين قول هستند . دليل ما اين است : به حدّ تواتر نقل شده است كه رسول اكرم ( صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ) در دو ركعت اوّل نماز ظهر سورهء
هامش
( 1 ) . مجمع البيان ، ج 1 .