كه سنگ « حجر الأسود » در آن قرار دارد ، قبلهء اهل عراق است و نقطهء مقابل آن ، قبلهء مسلمانان اهل مغرب مىباشد و سمت راست كعبه ، قبلهء مسلمانان اهل يمن و نقطهء مقابل آن ، قبلهء اهل شام خواهد بود .
قوله
« هُوَ مُوَلِّيها »
؛ « يعنى خداوند دستور داده است كه رو به آن جهت بنمايند » .
و ابن عامر « هو مولّاها » ؛ يعنى « خداوند تعيين كننده آن جهت است » ، قرائت فرموده و ساير قاريان « مولّيها » را با « ياء » قرائت نمودهاند . يعنى « هو مولّيها وجهه » ؛ « خداوند برگردانندهء صورت پيغمبر به سوى آن جهت است » . بنابراين « مولّيها » مفعول اوّل مرجع « هاء » كه همان جهت است ، مىباشد و مفعول دوّم « وجهه » است ، ( صورت آن شخص را ) و ضمير هوا راجع به اللّه است .
« هُوَ مُوَلِّيها »
؛ يعنى « خداوند مولّى آن جهت است » .
[ 25 ] آيهء پنجم :
« وَ مِنْ حَيْثُ خَرَجْتَ فَوَلِّ وَجْهَكَ شَطْرَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ ، وَ إِنَّهُ لَلْحَقُّ مِنْ رَبِّكَ وَ مَا اللَّهُ بِغافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ »
؛ « 1 »
« از هر جا و شهر و ديار خارج شدى و به هر نقطهاى روى آوردى ، صورت خود را به هنگام نماز ، متوجّه مسجد الحرام كن و اين فرمان ، دستور حقّى است از سوى پروردگارت و خدا از آنچه انجام مىدهيد ، غافل نيست » .
نظر بر اينكه دستور خداوند به رسول اكرم ( صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ) مبنى بر توجّه به مسجد الحرام ، به طور مطلق است و احتمال تقييد و عدم تقييد دارد ، لذا در اين آيه بيان داشته است كه توجّه به مسجد الحرام ، در هر مكان و در هر حالتى ، واجب است .
« وَ مِنْ حَيْثُ خَرَجْتَ »
؛ يعنى « از هر مكانى كه بيرون آمدى و مشغول نماز شدى ، صورتت را به سوى مسجد الحرام بگردان ، و ضمير در جملهء
« وَ إِنَّهُ لَلْحَقُّ »
به امر رجوع مىشود ؛ يعنى « فرمان خداوند مبنى بر اينكه به سوى مسجد الحرام رو نمايد ، حقّ است » . و آن را با جملهء إسميّه تأكيد نموده است . كلمهء « إنّ » و كلمهء « لام » در خبر إنّ « للحقّ » و توصيف آن فرمان ، به اينكه ثابت و پايدار است و تزلزلى در آن راه ندارد ، همهء اينها احتمال نسخ را از ميان برمىدارد . ( منظور احتمال نسخ قبله بودن كعبه مىباشد ) .
هامش
( 1 ) . سوره بقره ، آيه 149 .