معتقد بودند اگر قبلهشان تثبيت بشود ، اميدوارند كه حضرت محمّد ( ص ) همراه آنان باشد .
« قِبْلَتَهُمْ »
؛ « قبله آنان » قبله را مفرد آورده است ؛ در حالى كه يهود قبلهاى داشتند ( بيت المقدّس ) و نصارى قبلهء ديگرى داشتند ( مطلع الشمس ) . از مفرد معناى جنسى اراده شده است يعنى منظور از قبله ، جنس قبله است كه بر يكى ، و دو تا ، و بيشتر نيز ، صادق است .
3 - خبر سوّم آن است كه يهود و نصارى هرگز از قبلهء همديگر پيروى نخواهند كرد . دليل اين مطلب فرمايش خداوند است كه فرمود : « بعضى آنها قبلهء بعض ديگر را پيروى نمىكنند » و دليل ديگر نقل قول آنها است كه خداوند از آنها چنين نقل مىفرمايد : « يهوديان گفتند : مسيحيان در پيشگاه خداوند مقامى ندارند و مسيحيان نيز گفتند : يهوديان هيچ منزلت و مقامى ندارند و بر باطلند » . « 1 »
4 - خبر چهارم اين است كه خداوند رسول اكرم ( صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ) را در ارتباط با پيروى از هوسهاى آنان تهديد نموده است كه اگر از آنها پيروى كند ، در زمرهء ستمگران خواهد بود و اين تهديد به خاطر مبالغه در از بين بردن طمع و آز ، آنان است . و چه بسا گاهى شرط و جزاء از دو محال تركيب مىشود ؛ مثلا مىگويند :
« اگر زيد سنگ باشد ، از جمادات خواهد بود » ( كه هم حجر بودن و هم جماد بودن زيد ، محال مىباشد . در آيهء مباركه پيروى نمودن رسول اكرم ( صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ) از يهود و نصارى ، محال است و هم از ستمگران بودن حضرت ( صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ) محال مىباشد .
جملهء
« وَ لِكُلٍّ وِجْهَةٌ هُوَ مُوَلِّيها »
؛ « هر گروه و طائفه ، قبلهاى دارد كه خداوند آن را تعيين كرده است » . تنوين در « لكلّ » بدل و عوض از مضاف اليه مىباشد كه اصل « لكلّ شخص » بوده است .
« وجهة » و « وجهة » هر دو به يك معنا است و بعيد نيست كه منظور از جملهء مذكور اين باشد كه : « براى هر پيغمبرى جهتى است كه با رو نمودن به سوى آن خداوند را عبادت مىكنند » و يا منظور اين است كه : « مسلمانان اهل هر نقطهاى از جهان ، به يكى از جهات كعبه در حال نماز بايد رو نمايند » ؛ مثلا آن سمتى از كعبه
هامش
( 1 ) . سوره بقره ، آيه 113 .