996 . مسطار 1
- شراب تازه
حمزه : اين شراب مشتفشار 2 يعنى افشردهء دستهاست نه پاها .
مىگويند كه مسطار از « سورة الخمر » 3 مشتق مىشود و نخست « مستار » 4 بوده است .
آن را با « صاد » نيز مىنويسند [ مشتق ] از صار به معناى « به عقب نگاه كردن » 5 .
ابو حنيفه : مىگويند كه اين نخست « مستطار » بوده است ، سپس [ حرف ] « تا » را حذف كردند ، همان گونه كه از « اسطاع » 6 حذف شده است - زيرا شراب به سر مىزند 7 .
عدى بن زيد گفته است :
مسطاره بجنبيد و راهى سر شده * نوشندهاش گويى دچار ديوانگى سبك شده
مىگويند كه [ « مسطار » واژهء ] رومى 8 است . در ادوية المفرده جالينوس [ گفته شده است كه ] افشردهها مىجوشند همان گونه كه مسطار مىجوشد و اين - آب انگور است .
( 1 ) . بر بهلول ، 4 1037 : مسطار شراب ترش ( الخمر الحامضة ) است ،
I , Low
، 102 : مسطار - -
mustum
( شراب نارس ) است . محيط اعظم ،
IV
، 84 : مستار شراب نارسيده است .
( 2 ) . مشتفشار ، طبق
II , Vullers
( 1178 و 1181 ) ، شرابى است كه از گونههاى زودرس انگور تهيه مىشود .
( 3 ) . سورة الخمر - « زدن شراب به سر » .
( 4 ) . مستار ، مؤلّف مىخواهد بگويد كه « مستار » مشتق از فعل سار - يسور است .
( 5 ) . نسخههاى الف و ب : من صاراداقل ، بايد خواند من صار إذ أقبل .
( 6 ) . إستطاع - إسطاع .
( 7 ) . يعنى مؤلّف مىخواهد بگويد كه « مسطار » مشتق از طار - يطير « پرواز كردن » است ؛
Lane
، 1905 .
( 8 ) . قس . با يونانى ،
I , Low
، 91 ؛ يا با
mustum
لاتين ؛ نك . يادداشت 1 .
997 . مشكطرامشير 1
آن را « [ مشك ] طرامشيع » 2 نيز مىگويند . اين به رومى ديقطمنيون 3 است . * در كتاب الترياق - دقطاميون 4 و نزد ديسقوريدس - دقطمنن 5 است . نزد جالينوس - فسودو ديقطامنن 6 ، و اين به معناى « مشكطرامشيع دروغين » 7 است . نيز تاليسفيس 8 كه اين [ هم ] به معناى « مشكطرامشيع دروغين » و ضعيفتر از [ حقيقى ] است .
پولس : نوعى [ مشكطرامشير ] وجود دارد كه « مشكطرامشيع دروغين » 9 ناميده مىشود ، آن رومى است و گلهايى سرخ كه در بوى آنها بوى كندر 10 احساس مىشود .
مىگويند كه [ مشكطرامشير ] در نيشاپور نيز ديده مىشود ، گياهش به كتان مىماند و