مىكند و آن را دور زخم به شكل دايره قرار مىدهد و زهر از اين [ دايره ] فراتر نمىرود 8 .
ابو حنيفه : نوعى هلو 9 به رنگ بسيار سرخ لفّاح ناميده مىشود ، اما ميوههاى مهرگياه زردند و به فارسى سابيزك 10 [ ناميده مىشوند ] كه به معناى « سيب كوچك » است .
پزشكان آن را « مغد » 11 مىنامند ، « يبروح » نيز مىنامند . مىپندارم كه اين واژه عربى از گويشهاى عربهاى جزيره است و به عقيدهء من به معناى نوعى « لفاح » است .
* * مردم بست اندرون ميوهء مهرگياه را خالى مىكنند ، آن را با گلبرگهاى مورد پر مىكنند و مىگذارند خشك شود . مادهاى بسيار خوشبو از آن به دست مىآيد 12 .
ابو حنيفه : لفاح نوعى هلوى بىكرك 13 به رنگ سرخ است ، به بادنجان مىماند ، خوشبوست و با علفهاى معطر نگه مىدارند .
( 1 ) . نام عربى ميوه
Mandragora officinarum L .
؛ سراپيون ، 276 ؛ ابو منصور ، 514 ؛ ابن سينا ، 381 ؛ ميمون ، 179 ؛ عيسى ، 13 114 .
( 2 ) . ديوسكوريد ،
IV
، 65 .
( 3 ) . نسخهء الف : كثير الاصل ، بايد خواند كبير الاصل ، نسخهء فارسى : بيخهاء او بزرگ باشد ، ديوسكوريد ،
IV
، 65 : له اصول صالحة العظم - « بزرگى ريشههايش قابل ملاحظه است » .
( 4 ) . نسخهء الف : قشور الاصل كثيرة ، نسخهء فارسى : و بر بيخ او پوست بسيار بود ، ديوسكوريد ،
IV
، 65 : قشر غليظ - « پوست كلفت » .
( 5 ) . خبيث الريح شديدها ، ديوسكوريد ،
IV
، 65 : طيب الرائحة مع ثقل - « خوشبو اما اندكى سنگين » .
( 6 ) . نسخهء الف : الرعاء جمع « الراع » ، نسخهء فارسى : و هرگاه گوسپند و اشتر ازو بخورد خواب برو مستولى شود .
( 7 ) . نسخهء الف : يكون سيرا ، بايد خواند يكون شبرا ، ديوسكوريد ،
IV
، 65 : طول الورق نحو من شبر - « درازى برگ حدود يك وجب است » .
( 8 ) . نسخهء فارسى : « هرگاه كه به شكار بيرون روند و حيوانى را به آن مسموم مجروح كنند ، بىتوقف تير از اندام او بيرون كنند و مقدارى از آن ترياق بر موضع جراحت بپريشند ، زهر از موضع جراحت نشف نكند بلكه بر همان موضع بماند و تجاوز نكند » . ارتباط اين داستان با اين عنوان كاملا روشن نيست و ظاهرا ازآنرو در اينجا گنجانيده شده كه بادنجان و مهرگياه اغلب با يك نام مشخص مىشوند ؛ نك . شمارهء 127 يادداشت 2 . * اين قطعه در
Picture
، 134 درج شده است ؛ منابع عربى ،
II
، 143 .
( 9 ) . فرسك ، قس . شمارهء 372 ، يادداشت 18 .
( 10 ) . سابيزك ، قس .
II , Vullers
، 181 ؛ نيز نك . شمارهء 521 .
( 11 ) . مغد ، قس .
Lane
، 2726 .