949 . لعبة 1
ابو جريج : « سورنجان » را بهجاى لعبه مىفروشند ، احتياط كنيد .
الصيدنه : ابو جريج [ مىگويد كه لعبه ] از نظر شكل و بخش درونى شبيه سورنجان سفيد است ؛ * آن را از افريقا و سرزمينهاى مغرب مىآورند 2 .
ابو معاذ : لعبه بربريه 3 نزد مردم [ به معناى ] « سورنجان » است .
( 1 ) .
Hermodactylus tuberosis Salisb .
. قس . عيسى ، 14 93 ؛
II , Low
، 159 . ريشهء مهرگياه -
Mandragora officinarum L .
( ميمون ، 216 ) و سورنجان را نيز با همين نام مشخص مىكنند ؛
II , Dozy
، 534 ؛ قس . ابن سينا ، 388 .
* ( 2 ) . در
Picture
، 134 درج شده است .
( 3 ) . اللعبة البربريه - « عروسك بربرى » .
950 . لفّاح 1
- مهرگياه
ديسقوريدس 2 : [ مهرگياه ] دو نوع است ؛ [ يكى از آنها ] ماده ، سياه با برگهاى كوچك باريك ، كوچكتر از برگهاى كاهو و بدبوست و روى زمين پهن مىشود . [ ميوههايش ] شبيه سيب ، سبز و خوشبويند ، در آنها تخمهايى شبيه تخمهاى گلابى وجود دارد .
ريشههايش بزرگاند 3 ، دو يا سهتايند و درهم پيچيدهاند ، از بيرون سياه و در درون سفيدند و چند پوسته دارند 4 . ديگر [ نوع مهرگياه ] نر است . آن سفيد است و برگهاى پهن ، سفيد ، درشت و نرم همانند چغندر دارد . ميوههايش دو برابر برتر از [ ميوههاى ] نوع اول است ، رنگشان همان رنگ زعفران اما بو ناپسند و شديد است 5 . چوپانان 6 آنها را مىخورند و در نتيجه به خواب عميق فرو مىروند . فشردهء ريشهها و برگهاى [ مهرگياه ] را مىگيرند و براى تغليظ و نگهدارى در برابر خورشيد قرار مىدهند . برخى مردم مىگويند كه نوع سوم [ مهرگياه ] نيز وجود دارد كه در جاهاى پوشيده و سايهدار مىرويد ؛ برگهايش به [ برگهاى ] مهرگياه سفيد مىمانند اما كوچكتر [ به درازى ] يك وجب 7 ، سفيدند و ريشه را از همه سو در بر گرفتهاند . ريشهاش كلفتتر از انگشت بزرگ است و هوشيارى را از ميان مىبرد .
* زنگيان [ گياهى ] سمى شبيه بادنجان دارند ، آن را مىپزند و با آن نوك تير را زهرآلود مىكنند . هركس را با اين [ تيرها ] بزنند ، همان آن مىميرد و با اينها فيل را شكار مىكنند .
اما اگر اين سم خورده شود ، زيان نمىرساند . آنها پادزهرش را دارند و آن علفى است كه به صورت ساييده با خود دارند . اگر كسى از آنها با تير زهرآلود زخمى شود ، اين گرد را تر