آن ] گويد : قلقند هم نوعى است از انواع زاگ ، به لون سبز باشد و اصل اين هر دو قلقنت 18 است ؛ طريق [ تهيهء ] آنها آن است كه زاگ را در آب اندازند و بگذارند تا [ محلول ] صاف شود . آنگاه مقدارى روسختج 19 درو فكنند و بگذارند تا لون آب زاگ به واسطهء او سبز شود و صاف گردد به تدريج ؛ چون او را خشك كنند قلقند شود . اين نوع از قلقند چون روزگار يابد لون او سپيد شود به شبه سفال بيضهء مرغ 20 . چون به اين صفت شود به مرور ايام ، او را « قلقديس » گويند .
پولس گويد : قلقديس آن است كه در زمين قبرس از معادن پديد آيد و منجمد شود ؛ چون روزگارى بر او بگذرد ، قلقطار شود .
گفتهاند يكى از خواص قلقديس آن است كه چون به جرم آهن رسد ، لون آهن به مجاورت او سرخ شود 21 و اين نوع نيكوتر باشد ميان ديگر [ انواع ] . قلقطار كم از اوست در منفعت ، چون باران به او رسد ، بگدازد و متلاشى شود ؛ او را كفشگران به كار برند 22 .
( 1 ) . نقل عربى نامهاى يونانى زاجهاى سبز ، سفيد و زرد ؛ نك . شمارهء 480 ، يادداشتهاى 8 ، 10 ، 11 ، 12 .
( 2 ) . علم اكسير - يكى از نامهاى كيمياگرى ؛
Lane
، 2612 ؛ كريموف ، سر الاسرار ، 136 ، يادداشت 137 .
( 3 ) . زاگ سرخ - سولفات آهن ، نمك بازى با ناخالصىها ؛ نك . شمارهء 480 ، يادداشت 16 .
( 4 ) . ظرف شيشهاى داراى مواد گوناگون را براى گرم كردن طولانى در دماى پايين در سرگين مىگذاشتند ؛ قس . كريموف ، سر الاسرار ، 122 .
( 5 ) . سركه غليظ ، نك . شمارهء 402 .
( 6 ) . بر اثر اين عمليات ، آهن سه و الانسى به دو و الانسى احيا مىشود .
( 7 ) . قلقندار - نوشتار ديگر قلقطار .
( 8 ) . قلقدار - قلقطار .
( 9 ) . شيوههاى تهيه زاجها كه در اينجا آمده در كتاب اسرار رازى درج شده است ؛ نك . دستنويس شمارهء 3758 ، ورق 4 الف ، انستيتوى خاورشناسى فرهنگستان علوم ازبكستان .
( 10 ) . يعنى برادهء مس .
( 11 ) . بگذارند تا به صورت بلور درآيد .
( 12 ) . نوسادر ، بايد خواند نوشادر ، نك . شمارهء 1062 .
( 13 ) . زاگگرد ، معمولا شب مدور ، شبگرد ، شب مدحرج ، شب مستدير به كار مىبرند ، نك . شمارهء 596 ، يادداشت 8 . اما به عقيدهء اكثر مؤلفان آن زمان ، « زاج » و « شب » گونههاى يك ماده شمرده مىشوند و ازاينرو مىتوان پنداشت كه اصطلاح « زاگگرد » به معناى « شب مدحرج » به كار برده شده است .