ابو معاذ دربارهء « فلنجه » ادعا مىكند كه آن ريشهء نيلوفر آبى است . دربارهء « فاغيه » نيز همينگونه [ مىگويد ] . رازى در اينجا همانندش را دربارهء « فل » مىگويد و نمىدانيم به كدام يك از آنها بايد اعتماد كرد 4 .
( 1 ) . در زبان عربى امروزى -
Jasminum sambac Ait .
؛ سراپيون ، 290 ؛ عيسى ، 11 101 ؛ بدويان ، 1967 ؛
Lane
، 2434 . نيز قس . ابن سينا 569 ؛
II , Vullers
، 687 ؛
Low , pf .
، 314 .
( 2 ) . اصل النيلوفر الهندى ، نك . شمارهء 1064 .
( 3 ) . السفرجل الهندى -
Cydonia indica
؛ عيسى ، 4 64 .
( 4 ) . پيش از آن در نسخهء فارسى : « ابو ريحان گويد » .
794 . فلّيق 1
ابو معاذ : [ اين ] هلوى شكافته شدنى 2 است كه به فارسى واىآلو 3 ناميده مىشود .
فليق هر چيز ، بخش جدا شدنى آن است و آن را بايد به اين [ معنى ] تفسير كرد ؛ « فلّيق » نادرست است .
( 1 ) . نام عربى هلويى كه گوشتش به آسانى از هسته جدا مىشود ؛ قس . شمارهء 372 ، يادداشت 12 ؛
Lane
، 2443 . در نسخهء فارسى حذف شده است .
( 2 ) . الخوخ المفلق .
( 3 ) . واى الو ( ؟ ) .
795 . فلاروكلز 1
اين « گليمشوى » 2 است و سودمند براى ضربخوردگى .
ديسقوريدس : اين [ گياه ] را همگان مىشناسند زيرا پشم را از چرك پاك مىكنند ؛ ريشهاش زبانگز است . بگذار در نظر گيرند چه فرقى است بين كلز 3 ، مغاث و عرطنيثا 4 كه « فلار » [ نيز ] ناميده مىشود .
( 1 ) . نسخهء الف : فلاركلرد ، بايد خواند فلاروكلز . فلار يا فلال و بلار -
Leontice leontopetalum L .
؛ عيسى ، 5 107 ؛
I , Low
، 289 ؛ نيز قس .
I , Vullers
، 256 ؛ ابن بيطار ، تفسير ، ورق 26 ب . دربارهء « كلز » نك .
شمارهء 909 . در نسخهء فارسى حذف شده است .
( 2 ) . گليمشوى ، قس . شمارهء 19 ، يادداشت 8 .
( 3 ) . نسخههاى الف ، ب ، پ : كلو ، بايد خواند كلز ، قس
II , Vullers .
، 866 .
( 4 ) . العرطنيثا - معمولا بيخ سيكلامن اروپايى است ؛ نك . شمارهء 19 ، يادداشت 5 . برطبق ابن بيطار ، تفسير ،