به صورت گوى پديد مىآيد ، ساقهاش به رنگ سرخ خرمايى است 6 .
( 1 ) . گلهاى
Lawsonia inermis L .
؛ ابن سينا ، 580 ؛ ميمون ، 149 ؛ عيسى ، 10 106 . نيز قس . شمارهء 359 .
( 2 ) . نسخهء فارسى : « ابو معاذ و ابن ماسه گويند فاغيه عرب بيخ نيلوفر هندى را گويد و ابو ريحان هر دو را تخطئه كرده است . »
( 3 ) . الدهن المفغوّ - « روغنى كه گلهاى حنا را در آن خواباندهاند » ؛
II , Dozy
، 271 ؛ لسان العرب ،
XV
، 160 .
( 4 ) . بزر الحناء چنين معناى فاغيه در ديگر فرهنگها وجود ندارد . اين را احتمالا بايد خواند نور الحناء - گلهاى حنا .
( 5 ) . الفغو ، نك . شمارهء 778 .
( 6 ) . نسخهء فارسى مىافزايد : « ابو ريحان گويد : گفتهاند كه بعضى از هنود گل حنا را توريه [ ؟ ] گويند » .
759 . فاوانيا 1
- گل صد تومانى
اين « عود الصليب » 2 است .
جالينوس جليقيسدس 3 [ مىنامد ] .
ديسفوريدس : آن داراى تخمهاى سرخ و سياه است .
در جامع ابن ماسويه : اكتمكت - داروى هندى - جانشين فاوانيا است و [ فاوانيا ] چوبى به رنگ غبار است ، رويش خطهايى سفيد همانند قطرهاى دايره وجود دارد كه در مركز يكديگر را قطع مىكنند .
ابن ماسويه : جانشين [ فاوانيا ] اكتمكت - داروى هندى است 4 .
اسحق : جالينوس از آن نام نمىبرد .
كلئوپاترا : [ فاوانيا ] گياهى است هندى و رومى . [ فاوانيا ] هندى بهترين است ، به عاقرقرها مىماند ، ضخامت انگشت بنصر را دارد و به رنگ خاكسترى متمايل به سفيد است . اگر پوستش را بكنيم ، آنگاه چهار بخش سياهرنگ همانند صليب در آن ديده مىشود . [ فاوانيا ] از نظر تأثير خود بر صرع [ دارويى ] بسيار تند و برا است .
( 1 ) .
Paeonia officinalis Retz
؛ سراپيون ، 182 ؛ ابو منصور ، 426 ؛ ابن سينا ، 585 ؛ عيسى ، 1327 .
فاوانيا - آوانويسى يا يونانى است (
II , Dozy
، 236 ؛
low , pf
، 308 ) كه از نام خداى درمان مشتق مىشود ؛ تئوفراست ، 564 .
( 2 ) . عود الصليب - « درخت صليب » ؛ نام عربى فاوانيا ، قس . ابن سينا ، 559 .
( 3 ) . جليقيسدس - يونانى ، ديوسكوريد ،
III
، 133 .