752 . غسلج 1
ابو حنيفه 2 : اين شاخههايى است كه تا يك وجب بالا مىرود ، برگهاى ريز ، گرد و چسبناك دارد ؛ گلهايش شبيه گلهاى مرو كوهى 3 است . لباس را با آن مىشويند و آن تميز مىكند . آن را به من نشان دادند و آن به بنگ سياه 4 مىماند .
( 1 ) .
Geranium arabicum Forsk .
؛ عيسى ، 3 87 . در نسخهء فارسى حذف شده است .
( 2 ) . قس . لسان العرب ،
II
، 336 ؛ تاج العروس ،
II
، 81 .
( 3 ) . المرو الجبلى ، قس . شمارهء 977 ؛ نسخهء پ : المر الجبلى .
( 4 ) . البنج الاسود نك . شمارهء 180 .
753 . غضف 1
؟
ابن دريد 2 : اين برگهايى دراز است كه از آنها تازيانه 3 مىسازند .
* ديوان اللغة : [ غضف ] درختى است كه در هند [ مىرويد ] . آن به خرما مىماند ، از برگهايش جوال و حصير تهيه مىكنند .
[ در ] تاريخ ثابت [ متنى ] به خط ثابت بن قره ديدم 4 در اينباره كه نزديك دروازهء شام از سوى غرب يك درخت خرما يافت مىشود كه به عنوان ميوه ، تمر هندى مىآورد 5 .
مردم منصوره 6 مىگويند كه اين درختى است كه به زبان مردم سيراف ، عمان و بصره الخوص المكرى 7 و نزد مردم منصوره « غضف » ناميده مىشود . به سندى قلبخ 8 [ ناميده مىشود ] و فقط تا قد آدمى بلند مىشود . ميوههايش به صورت تخمدان پديد مىآيند ، [ تخمدان ] مىشكند ، دانهها مانند خرماى نارساند كه سپس سياه ، رسيده و شيرين مىشوند . آنها خوردنىاند ، هستهء آنها سخت ، گرد و ريزتر از فندق است . در مكه آنها را مىتراشند و تسبيح مىسازند .
[ غضف را ] از مرز تيز مىآورند [ كه از آنجا ] تا منصوره صد و بيست فرسخ است 9 .
تمام درههاى 10 [ اينجا ] پر است [ از اين گياه ] و من بارها آنها را به صورت شاخههايى به اندازهء يك ارش ديدهام كه از زمين بيرون مىزنند ؛ برگها به شكل انگشتان دست از كنارهها مىرويند . از كنار يك بوته كه ريشهاش را جريان آب شسته بود گذشتم ، شبيه تنهء درخت خرما بود كه بر زمين افتاده باشد و آن 11 شاخههايش است .
در مسالك الجيهانى [ گفته شده است كه غضف ] نوعى خرماى دشتى است كه از شاخههايش حصير تهيه مىكنند 12 .
ابو حنيفه : حصير بافته شده از [ غضف ] « سمام » ناميده مىشود كه مفردش « سمّة »