شد و بيشتر مورخ و فيلسوف بوده است . « 256 » اما دومى را در زمرهء هفت پزشك اسكندريه نام مىبرند كه شانزده كتاب جالينوس را گردآورى كرده و بر آنها شرح نوشتهاند . « 257 »
نقل از نيكولاس در هفت عنوان صيدنه آمده و تمام آنها نيز صرفا مضمون گياهشناسى دارند - دليلى براى اين حدس كه از كتاب النبات نيكولاس دمشقى اقتباس شدهاند . « 258 » از آنجا كه نيكولاس دمشقى يكى از شارحان آثار ارسطو بوده و تأليفات تخصصى در گياهشناسى از ارسطو به ما نرسيده ، بنابراين اثر نيكولاس دمشقى متعلق به ارسطو به حساب مىآيد . « 259 » نسخهء اصلى اين اثر به يونانى مفقود شده و ترجمهء لاتينى منتشر شده آن از نقل عربى و سريانى صورت گرفته است . « 260 » ترجمه عربى را اسحق بن حنين انجام داده است . « 261 »
ديسقوريدس ( ديوسكوريد ، پدانيوس ) « 262 »
ديوسكوريد ، گياهشناس ، داروشناس و پزشك نظامى در عين زربه ( آسياى صغير ) زاده شد « 263 » و در عصر كلوديوس ( 41 - 54 ) و نرون ( 54 - 68 ) امپراتوران رم مىزيست .
در حدود سال 78 ميلادى كتاب مشهور خود در مواد دارويى « 264 » را به يونانى در پنج بخش تنظيم كرد كه مواد دارويى با منشأ گياهى ، جانورى و معدنى شناخته شدهء آن زمان
( 256 ) . سارتون ،
I
، 226 .
( 257 ) . صفا ، 8 ، 97 - 98 ؛ قفطى ، 51 ؛ ابن ابى اصيبعة ،
I
، 103 . در دو منبع اخير به صورت انقيلاوس الاسكندرانى نوشته شده است .
( 258 ) . ابن نديم ، 369 ؛ قفطى ، 220 .
( 259 ) . و . پ . زوبوف ، ارسطو ، مسكو 1963 ، ص 63 ، 67 .
( 260 ) . سارتون ،
I
، 227 .
( 261 ) . در اينباره نك . همينجا ، ص 109 .
( 262 ) . . ابن سينا و جامع ابن بيطار : ديسقوريدس ، در صفحهء عنوان ترجمهء عربى ديوسكوريد :
دياسقوريدوس .
( 263 ) . نسب وى در ادبيات عرب : العين زربى از همينجاست .
( 264 ) . . در ادبيات اروپايى معمولا
Materia Medica
ناميده مىشود .