( احتمالا به زبان عربى ) و كتاب ما بعد الطبيعة او را يحيى بن عدى ( 893 - 973 ) ، كه معمولا از سريانى به عربى ترجمه مىكرد ، نقل كردهاند . « 243 »
بيرونى در چهار مورد در صيدنه از تئوفراست نقل مىكند - در دو مورد از گياهان و در دو ديگر از مواد كانى ، وانگهى در شمارهء 221 با استناد به كتاب مسائل ثاوفرسطس . اين كتاب ظاهرا المسائل الطبيعة است كه ابو الخير بن خمّار « 244 » ، پزشك مشهور زمان بيرونى ، از سريانى به عربى ترجمه كرده و ذكر آن در الجماهر نيز آمده است . « 245 » اما تشخيص دو نقل ديگر كه سخن بر سر گياهان است از روى متن پژوهشى در گياهان امكانپذير نيست ، هرچند كه چيزى شبيه به آن را براى يك مورد مىتوان در آن يافت . « 246 » اين نقلها ظاهرا از اسباب النبات است .
قراطس
اين نام در صيدنه فقط يك بار در شمارهء 459 ذكر شده و جز اين ، تنها در كتاب حنين بن اسحق يك نسخهء مرهم چشم به نام او آورده شده است . « 247 »
اين ظاهرا (
Cratevas
) پزشك دربار ميتريدات شاه پنطس
( Mithridates Eupator )
( 132 - 63 پيش از ميلاد ) مؤلف شرح علفهاى دارويى از پنج كتاب است . « 248 »
( 243 ) .
Sarton , I . 629
.
( 244 ) . نك . همينجا ، ص 121 .
( 245 ) . الجماهر ، 242 .
( 246 ) . نك . همينجا ، شمارهء 175 ، يادداشت 3 .
( 247 ) . حنين ، 134 .
( 248 ) . سارتون ،
I
، 213 .