( 25 ) . خلوقية - رنگ زرد متمايل به سرخ ، نك . شمارهء 595 ، يادداشت 13 .
( 26 ) . تكرار در نسخهء اصلى .
( 27 ) . الثلثان ، نشانهگذارىهاى ديگرى نيز وجود دارد ؛ نك .
Lane
، 384 ؛ ابو حنيفه ، 159 .
( 28 ) . نسخههاى ب و پ : ثفاله ، بايد خواند ثعالة ، قس . ابو حنيفه ، 159 ؛
Lane
، 337 .
736 . عنم
1 اصمعى : اين گياهى 2 است در حجاز ، سبز است و در بالا پوشيده از سرخى است و گويى به سر انگشتان مىماند ؛ آن به درخت مىپيچد .
ابو عبيده : [ عنم ] سرهاى خرنوب شامى 3 است ، سبز مىرويد ، سپس پيش از تشكيل ميوه ، در آن سرخى پديدار مىشود و هنگامى كه ميوه به وجود مىآيد ، سراسر پوشيده از گلهاى سرخ است و ميوهها نمايان مىشوند .
مىگويند كه [ عنم ] كرمى 4 سبزرنگ است كه در بهار در علفها پديدار مىشود و آن در شن سرخرنگ است .
ابو عمر : عنم در سمره 5 مىرويد ، يعنى ريشهاش ريشهء سمره در زمين قرار دارد .
سپس شاخههاى آنها درهم مىپيچند . سمره [ عنم ] نيست ، [ عنم ] از آن سبز مىشود 6 .
[ مؤلف ] ديگر : عنم گياهى است با برگهايى شبيه برگهاى ريحان ، ميوههايش مانند « شقايق نعمان » سرخ است اما بزرگ نيست و خودبهخود نمىرويد بلكه در سمره و سيالة 7 مىرويد ، روى آنها مىپيچد و شاخهشاخه مىشود . [ عنم ] همراه با هر شاخه [ سمره ] مىرويد و حتى از نوك آن هم بالاتر مىرود .
غلام ثعلب : [ عنم ] گياهى است كه ميوههاى سرخ شبيه عناب مىدهد . مىگويند كه اين گياهى با ميوههاى سرخ است كه در درون سمره مىرويد .
او گفته است : پوست مسك 8 است ، رخسارها - دينارها ، سرانگشتان - عنم .
ابو حنيفه : دربارهء عنم همرأى وجود ندارد ؛ [ برخىها ] مىگويند كه اين گياهى است با گلهاى سرخ ، [ برخى ديگر ] مىگويند - با ميوههاى سرخ . نيز مىگويند كه اين سرهاى نرم درختى سرخرنگ است . [ برخىها ] مىپندارند كه اين رشتههاى كوچك سبز 9 است كه تاك انگور به كمك آنها [ به چفتهء خود ] 10 بند مىشود .
* آن گلهاى بسيار سرخ مانند خون دارد 11 .
( 1 ) . تعريف دقيق اين گياه در كتابها وجود ندارد ؛ برخىها مىپندارند كه اين
Loranthus europeus Jacq .
مترادف
Viscum album L .
است ؛ عيسى ، 11 111 . نيز ممكن است كه به معناى « لاله كوهى »