( 5 ) . عروق السدر ، نك . شمارهء 528 .
( 6 ) . تكرار در متن اصلى . به نظر مىرسد كه اينجاى متن تحريف شده باشد .
( 7 ) . الثيل ، نك . شمارهء 238 . الجماهر : نيل .
738 . عنقر 1
اين ريشه « بردى » 2 است و بردى به فارسى لخ ، به سجستانى توتاوى 3 [ ناميده مىشود ] .
( 1 ) . ريشه ( نيز ساقه )
Cyperus papyrus L .
است ؛ عيسى ، 6611 . قس . شمارهء 138 ، يادداشتهاى 6 و 7 . اين عنوان در حاشيهء نسخهء الف ، ورق 94 ب نوشته شده و در نسخههاى پ و فارسى حذف شده است .
( 2 ) . البردى ، نك . شمارهء 138 .
( 3 ) . توتاوى ( ؟ ) .
739 . عنكبوت 1
به سريانى گواغى 2 ، به رومى ارخاخنا 3 و ارخنا 4 است .
( 1 ) .
Aranea
؛ قس . سراپيون ، 230 ؛ ابو منصور ، 411 ؛ ابن سينا ، 545 . در نسخهء فارسى حذف شده است .
( 2 ) . كواعى ، بايد خواند گواغى ، قس . بر بهلول ، 45915 .
( 3 ) . ارخاخنا ، ظاهرا نوشتار نادرست اراخنا ، نك . يادداشت 4 .
( 4 ) . ارخيا ، بايد خواند ارخنا - يونانى ، ديوسكوريد ،
II
، 61 ؛ بر بهلول ، 29325 .
740 . عود 1
به هندى اگر 2 و به رومى الواس 3 است .
الخليل : كبا 4 نوعى عود است .
در زبان عربى براى « عود » نامهاى بسيار وجود دارد و آن داراى انواع گوناگون است .
* بهترين آنها هندى ، سياه ، چرب ، سنگين و معروف به « بنگالى » 5 است . سپس [ نوع ] صنفى 6 است كه بويى تندتر از [ نوع ] هندى دارد ، سياهىاش با زردى آميخته است 7 .
گونهاى از صنفى به نام « صنفيرى » 8 وجود دارد كه به خوبى اولى نيست .
سپس [ عود ] قمارى 9 است - سبكوزن و سفيدگون ، چرب نيست و آن را در معجونها به كار مىبرند . پس از آن [ نوع ] جندرانى 10 است كه از هر لحاظ پستتر از قمارى است 11 .