انگور ] يافت مىشود كه داراى شاخههاى بسيار با سرهاى بزرگ و سياه است . ميوهها هنگام شكلگيرى ابتدا زردرنگاند و سپس سياه مىشوند . آن مانند [ سگانگور ] آبى براى پوست زيانآور نيست .
افليمون 14 « مارانگور » 15 ، « كرفس آبى » 16 ، « عوسج كوچك » ، « بكجر دشتى » 17 و « ثيل » را جزء گياهانى ذكر مىكند كه دلالت بر آب دارند .
« عنب الثعلب » را به فارسى 18 كلنكر 19 ، به زابلى 20 سگانگور 21 ، به سجستانى كنكرزى 22 مىنامند ، و به عربى فنا [ ناميده مىشود ] . [ شاعر ] گفته است .
[ نقش ] رنگارنگ فنا بر خورجينها * و پوشيده از گلهاى استوقدوس بستان
در هر منزل كه اقامت كردند ، * بهسان قطعهء پشم رنگ شده بودند دانههاى له نشده فنا 23
المتنبّى چشمان باز 24 را [ چنين ] توصيف مىكند :
[ رنگ ] خلوق 25 و در رنگ خلوق است سياهى سگانگور
برخى مردمان عشرق را « فنا » مىنامند .
ابو حنيفه : سگانگور نه سرخ بلكه زردفام است ، رويشان نقطههاى سياه نيز وجود دارد و برخىها نيز سراسر سياهاند 26 . او مىگويد كه اين ربرق ، ثلثان 27 و ثعالة 28 است .
در تفسير السبعيات گفته مىشود كه فنا گياهى است با دانههاى سرخ كه در آنها نقطهء سياه وجود دارد .
ابو عبيده مىگويد : فنا گياهى است كه از [ دانههاى ] آن قيراط براى وزن كردن تهيه مىكنند ، آنها بسيار سرخاند و اگر آنها را ريزريز كنيم رنگ سرخگون در آنها پديد مىآيد .
( 1 ) . به عربى « انگور روباه » -
Solanum nigrum L .
؛ سراپيون ، 232 ؛ ابو منصور ، 406 ؛ ابن سينا ، 537 ؛ ميمون ، 297 ؛ عيسى ، 17 171 .
( 2 ) . روبارزج ،
II , Vullers
، 63 - 64 : روبا ، روباهتربك ؛ ميمون ، 297 :
III , Low ; ruzb rag
، 380 :
روباريج .
( 3 ) . قواد ( ؟ ) .
( 4 ) . نسخهء الف : اطنوخيوس ، نسخهء فارسى : اطرخيوس ، بايد خواند اسطروخنوس يونانى ، ديوسكوريد ،
IV
، 62 .
( 5 ) . منيم ، ديوسكوريد ،
IV
، 63 : سطرخنن المنوّم - از يونانى -
Solanum sodomeum L .
( قنواتى ، 105 ، شمارهء 63 ) ، يعنى سگانگور خاور نزديك .
( 6 ) . چنين است در نسخهء اصلى : لينة صلبة .