محمد زكريا گويد : شياف ماميثا عصاره است ، لون او زرد است كه به سياهى ميل كند و در طعم او اندكى تلخى باشد .
* رسائلى گويد : شيافى كه او را از ارمنيه به اطراف برند ، در نواحى رى بسيار بود . او را بوش دربندى 4 گويند و منفعت او در موضع درد مفاصل عظيم بليغ است 5 .
( 1 ) . شياف ( درستتر « شواف » ) تشكيل شده از فعل شاف ( شوف ) - ماليدن ، جلا دادن . هر داروى مركب كه به صورت گوى كوچك تهيه مىشود و عليه بيمارىهاى چشم و بينى ، و همچنين روده و رحم به كار مىرود ، با اين اصطلاح مشخص مىشود ؛ مشروحتر آن را نك . ابن سينا ،
V
، يادداشت 1 ، براى صفحهء 107 .
در اين مورد شيره غليظ « ماميثا » است ؛ نك . شمارهء 967 .
( 2 ) . قولوبيون ، بايد خواند قولوقيون ( ) ، ديوسكوريد ،
III
، 81 .
( 3 ) . ماميثا ، نك . شمارهء 967 .
( 4 ) . بوش دربندى ( دربارهء « بوش » نك . شمارهء 967 ) . اين دارو را از راه دربند مىآورند و نام « دربندى » از همينجاست ؛
I , Vullers
، 277 .
* ( 5 ) . در
Picture
، 125 درج شده است .
630 . شيرج 1
شيرج را به لغت رومى ايطرن گويند ، به هندى تيل 3 گويند ، به سريانى مشحاحلا 4 گويند ، به لغت عربى او را دهن الحل 5 گويند و پارسيان روغن شيره 6 گويند .
( 1 ) . معرب « شيره » فارسى (
Lane
، 1530 ؛
II , Vullers
، 495 ) - روغن .
Sesamum indicum L .
( كنجد ) ؛ سراپيون ، 466 ؛ عيسى ، 10 168 . نيز قس . شمارهء 564 .
( 2 ) . نسخهء فارسى : انطون ، بايد خواند ايطرن - و يونانى ،
III , Low
، 9 . طبق فرهنگ يونانى باستان به روسى ، 842 نان عسلى با روغن كنجد است .
( 3 ) . تيل ، قس .
Platts
، 352 .
( 4 ) . نسخهء فارسى : مشحادليا ، بايد خواند مشحاحلّا ، قس .
III , Low
، 9 .
( 5 ) . دهن الحلّ ، قس .
Lane
، 621 .
( 6 ) . روغن شيره ، نك . يادداشت 1 .