[ سنبل ] خيسانده در آب از روى سفيدى خوشهها و بادكردگى آنها 6 و ازآنرو كه در آنها خاك وجود ندارد ، شناخته مىشود . گاهى [ سنبل ] را با اثمد و آب يا قند ، با پاشيدن آنها روى [ سنبل ] ، مىآميزند تا آن را خيس و سنگين كنند .
ديسقوريدس همچنين [ مىگويد ] كه [ سنبل ] سورى در كوهى نزديك سوريه يافت مىشود . [ سنبل ] هندى را غنغيطس 7 مىنامند كه از [ نام ] « رود غنغس » 8 كه نزديك كوهى جريان دارد و بر آن مىرويد 9 ، مشتق مىشود . نيرويش به سبب رطوبت آن مكانها ضعيف است .
جالينوس : سياهترين [ انواع سنبل ] شامى و همچنين [ سنبل ] كوهى قليقيا ضعيفتر از همهاند .
يحيى و خشكى : بهترين [ سنبل ] گنجشكى 10 است كه بر اثر مالش بوى سيب مىدهد و [ سنبلى ] با خوشههاى كوچك به آن مىچسبد ، در آن سفيدى بسيار است ، خوشبو است و به [ نوع ] اول نزديك است . پستترين [ نوع سنبل ] خاكهء آن و [ سنبل ] با خوشههاى بزرگ است 11 ، آن را در عطرهاى ظريف به كار نمىبرند . اين علفى است كه از هند ، كشمير و تبت مىآورند و براى كبد و معده نيكو است ، گرمايش اندك است ، [ معرق است ] و در پخته كردن تبها مؤثر است .
خشكى : [ سنبل ] يكى از مواد معطر است كه در تركيب عطرهاى مايع زنانه از جمله در [ تركيب ] مكتومه 12 وارد مىشود . عربها آن را به ميخك مىافزايند ، درست همان گونه كه عنبر را به مشك مىافزايند . آن را تقريبا به صورت جداگانه نام نمىبرند ، همان گونه كه ميخك جداگانه نام برده نمىشود .
صهاربخت : قوىترين نوع [ سنبل ] هندى است . سنبل اقليطى - همان ميبخوشه 13 - گرمتر از هندى اما خاصيت قبض در آن كمتر است .
ابن ماسويه : بهترين [ سنبل ] سياه 14 است . مىگويند كه از سنبل ابتدا [ براى خود ] جوشانده مىسازند ، سپس آن را مىفروشند و ادعا مىكنند كه در آن عيبى وجود ندارد ؛ [ به همين جهت ] بايد محتاط بود .
رازى : در چنين [ سنبل ] نه مزه وجود دارد و نه رنگ شديد .
[ كتابى ] بىنام : سنبل اقليطى همان ناردين 15 است ؛ سنبل را به هندى كتهما 16 مىنامند .
باسهل : [ سنبل ] در نزد ما ريشههاى پوشيده از كرك است و آن دو نوع است : سياه معروف به نيبالى 17 ، كوتاه است و در عطرها به كار مىرود ، آن را همينگونه نيز تعريف
الصيدنة في الطب ( داروشناسى در پزشكى ) ( فارسى ) — صفحة 630
مساهمون: أبو ريحان البيروني
ص٦٣٠