تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الصيدنة في الطب ( داروشناسى در پزشكى ) ( فارسى ) — صفحة 593

مساهمون:

ص٥٩٣
بشر : به فارسى سبيزه 4 و به سندى سيبيزاو 5 است . ( 1 ) . ميوه
Mandragora officinarum L .
- مهر گياه ؛ سراپيون ، 276 ؛ ابن سينا ، 381 ؛ ميمون ، 179 ؛ عيسى ، 13 114 . سابيزج معرب « سابيزك » فارسى است ،
II , Vullers
، 180 - 181 ؛
I , Dozy
، 620 . ( 2 ) . اللفّاح - نام عربى ميوه سابيزك ؛ نك . شمارهء 950 . ( 3 ) . سابيشك . ( 4 ) . سبيزة . ( 5 ) . سيبيزاوا .

522 . سانيتا 1

- ؟ الحاوى : در شام به اين نام معروف است ؛ اين تخم‌هاى ريز يك گل است ، [ تخم‌ها ] دراز ، سياه و شبيه تخم‌هاى جعفرىاند و زبان را مىسوزانند . ( 1 ) . در ديگر منابع نام برده نشده است .

523 . سالامندرا 1

ديسقوريدس : اين نوعى سام ابرص 2 است . برخى مردم درباره‌اش نادرست مىگويند كه در آتش نمىسوزد و اين از آن روست كه نيروى سردكنندگى دارد . ديسقوريدس و ابن مندويه : [ سالامندرا ] حيوانى است شبيه عظايه 3 با چهار دست و پا و دم كوتاه . مىپندارند كه در آتش نمىسوزد بلكه تنور را هم خاموش مىكند . [ مؤلف ] ديگر : عظايه آهسته حركت مىكند و رنگ‌هاى گوناگون دارد . مىپندارم كه اين « غاوك » 4 است . پولس : [ سالامندرا ] حيوانى است كه مىسوزانند و خاكسترش را با داروهاى بيمارىهاى عفونى مىآميزند . بنابراين براى [ درمان ] « گرى » و « برص » مناسب است . جانشين سالامندرا ، عظايه سبز است . جبريل مىگويد كه اين عظايه آبى است و رنگ‌هاى گوناگون دارد . ( 1 ) . يونانى ، ديوسكوريد ،
II
، 60 . سمندر كه غالبا در ادبيات شرق به كار مىرود از همين‌جاست ،
I , Dozy
، 687 . ( 2 ) . سام ابرص ، ديوسكوريد ،
II
، 60 : صورا - آوانويسى يونانى ( تمساح ) . سام ابرص تمساح گكّن
( gecko )
است ( ابن سينا ، 510 ؛ ميمون ، 402 ) . طبق
I , Dozy
، 680 اين
salamandre
است . ( 3 ) . العظاية - نوعى تمساح ، نك . شمارهء 714 .