دارند مناسب است ، به ويژه اگر شسته شده باشد . و اما روغنى كه از فشردن [ زيتون ] رسيده به دست آمده باشد گرم است 38 و به همين مناسبت از زيت القار 39 نيز نام مىبرند .
* * * در كوههاى افغانستان زيتون وحشى با ميوههاى ريز [ يافت مىشود ] كه در روغن قرار مىدهند ، آن را شوانى 40 و ملتانيها كوه مىنامند 41 .
الزيت المقتت 42 روغنى است كه از راه جوشاندن آن با گياهان معطر خوشبو شده است .
قضب 43 نزد ساكنان مكه [ به معناى ] « قت » 44 و « سليط » - روغن زيتون است .
نابغه گفته است :
گذشت چون پرتو چراغ روغنى * نيافريده اللّه در آن دود [ نحاس ] 45
[ نحاس در اينجا ] به معناى « دود » است . مىگويند كه سليط چربى كوهان شتر است ؛ نيز مىگويند كه سليط به معناى « روغن چراغ » است از هر نوع كه باشد .
عبد الله بن صالح بن على 46 مىگويد كه درخت زيتون سه هزار سال پايدار مىماند .
ابو الخير در ذكر زيتون الماء از زيتون الزيت 47 - زيتون ترشى و [ زيتون ] سفيد - زيتون شور نيز نام مىبرد .
[ مؤلفى ] ديگر : زيتون الماء زيتونى است كه با نمك و آب به عمل آمده و ممكن است هم طلايى باشد و هم سفيد كه خاصيت گرمكنندگى ندارند .
مىگويند كه رطوبتى كه از هيزم زيتون در حال سوختن جارى مىشود ، گرى 48 و قوبا 49 را درمان مىكند .
مؤلف الياقوته مىگويد كه عتم همان زيتون است .
پولس : جانشين روغن زيتون كهنه به مقدار برابر [ روغن زيتون ] تازه است كه با پيه خوك كهنه جوشيده باشد . روغن انفاق 50 افشرهء [ زيتون ] نارس است . پولس [ سپس مىگويد كه ] جانشين صمغ [ درخت زيتون ] شيرهء طراثيث 51 است .
اوريباسيوس درخت زيتون را الاون 52 [ مىنامد ] .
ديسقوريدس : كره جانشين روغن زيتون در دفع زهرهاست .
( 1 ) .
Olea europaea L .
؛ سراپيون ، 95 ؛ ابو منصور ، 287 ؛ ابن سينا ، 236 ؛ ميمون ، 130 .
( 2 ) . ترجمهء مستقيم : « آب [ مايع ] زيتون » - ماء الزيتون .
( 3 ) . امركى ، به احتمال زياد آوانويسى يونانى است . در ديوسكوريد (
I
، 109 ) : امورغى ، و همچون تهنشين روغن زيتون ( عكر الزيت ) تفسير مىشود .
II ) Low
، 294 ) نشان مىدهد كه عصارة الزيتون -
amurca
است و اين به لاتين به معناى « كف يا تهنشين روغن زيتون » است . بر اين پايه مىتوان حدس زد كه « ماء الزيتون » و « عكر الزيت » به يك معناست : بر اثر فشردن زيتون مايعى به دست مىآيد كه به دو لايه